تبليغاتX
سیستان اکتیو

سیستان اکتیو

جدیدترین مطالب و عکس های روز دنیا

اصطلاحات روزمره انگلیسی


سوراخ دعا را گم كردن. بيراهه رفتن. اشتباه رفتن
Chris suspects Mark stealing her watch, but I bet she is bark up the wrong tree.


BE UP TO ONE'S EARS TO SOMETHING
تا خرخره در چيزي غرق بودن.
I am up to my ears in dept


BEATS ME!
اصلا نمي دونم! سر در نمي آرم!‌ نمي دونم
-Nina, do you know how the world came to existence?
-Beats me!


BITE OFF MORE THAN ONE CAN CHEW
لقمه ي بزرگتر از دهان خود برداشتن
You won't be able to handle the project. You're biting off more than you can chew.


SELL SOMEONE DOWN THE RIVER
به كسي خيانت كردن. لو دادن. فريب دادن
The police raided the gangsters' den and arrested the all. Apparently, someone has sold them down the river.


PLAY IT BY EAR
بدون تدارك قبلي كاري را انجام دادن
-What are we gonna do after the movie tonight?
-We'll play it by ear.


GIVE SOMEONE THE RASPBERRY
براي كسي شيشكي بستن
The audience gave the poor actor raspberry after the play.


HIT THE SPOT
چسبيدن. جون دادن
It is so hot in here. A cool drink really hit the spot.


GET COLD FEET
جا زدن. تو زدن. دچار دودلي شدن
I usually get cold feet when I have to speak in public.


KNOCK ON WOOD
بزنم به تخته! بزن به تخته!
The children haven't had a cold so far this winter, knock on wood!
not Hold Water.


BEAT ABOUT THE BUSH.
صغري كبري چيدن و طفره رفتن. حاشيه رفتن
Stop beating about the bush! Answer my question frankly

پايان

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 7:21 بعد از ظهر  توسط jamshid  | 

هويت نام

حسين
حسن در لغت به معناي خوب روي و خوب مي باشد.
حسن داراي شخصيتي است كه ديگران را به راحتي درك مي‌كند . نام او موجب مي‌شود تا او بيان آنچه را كه در درونش مي‌گذرد محدود كند و در برخي موارد باعث مي شود تا مانع برقراري رابطه دوستانه او با انسانهاي تندخو و سردمزاج شود . حسن فردي آرمانگراست و اهداف بلندي در سر دارد , همچنين او داراي طبيعت حساس بوده و نوعي تمايل و كشش نسبت به فرهنگ و تمدن خود دارد . حسن همواره سعي مي‌كند تا محيط خود را پاكيزه و بي‌آلايش گرداند و از بي‌نظمي و بهم‌ريختگي خوشش نمي‌آيد . شما خوب مي‌دانيد كه حسن در يك محيط آرام و سراسر آرامش بالاترين كارايي را خواهد داشت . به خصوص كارهايي مانند نوشتن و يا كارهايي كه با علوم رياضي در ارتباط مي‌باشند . او در فضاي آرام كارهايي مانند مهارت‌هاي تحليلگري كه به تمركز نياز دارند , را به خوبي انجام مي‌دهد . حسن ظاهراً ديگران را به آرامش دعوت مي‌كند , اما در همان زمان به خاطر اينكه تحت فشار قرار مي‌گيرد , از نظر باطني رنجيده خاطر مي‌شود . از ديگر ويژگي هاي كساني كه نام حسن را دارند اين است كه براي اغلب آنها مشكل است تا افكار دروني خود را بيان كنند و يا احساسات خود را به صورت شفاهي ابراز نمايند . در واقع اين باطن و ماهيت دروني حسن است كه او را بر آن مي‌دارد تا افكار دروني خود را با قلم و كاغذ ابراز كند.
و اما نكته آخر : در حقيقت منبع و سرچشمه مشكلاتي كه حسن به هنگام تصميم‌گيري در مورد مسائل تجاري با آنها روبرو مي‌شود , چيزي نيست جز كمبود قاطعيت و اطمينان كه مطمئناً از تأثيرات نام حسن يعني نام كوچك اوست .

شما مي توانيد با مراجعه به اين نشاني ، نام خودتون رو درخواست كنيد . يادتون باشه ، اولويت با اوني هست كه زودتر درخواست كنه .
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 7:20 بعد از ظهر  توسط jamshid  | 

خاطرات يك مرده

من نگرانم، يادت هست؟ هميشه وقتي كه زنده بودم هم نگران بودم . نگران تو خانومي چند شب پيش طبق معمول ساعت هشت شب اومدم خونه، در زدم تو كه نشنيدي .
اومدم تو. تو خوشگل خانوم توي آشپزخونه بودي، اومدم داشتي درب قابلمه را برداشته به داخلش نگاه مي كردي . رفتم جلو، .واي خداي من باز هم كوفته تبريزي درست كرده بودي، بازهم مثل قديما دوتا . نگاهي به ميز كوچك دونفره دروسط آشپزخونه انداختم
يه ميز كوچك دو نفره با دو تا چهار پايه . ميز را چيده بودي، دوتا بشقاب با دوتا ليوان با يك جاگلي با چند شاخه گل رز . دلم گرفت خانومي، منتظر كسي بودي؟
وقتي زنده بودم گفته بودم بهت كه « دل با قلب فرق داره قلب از كار مي افته نابود ميشه
اما دل مخصوصاً دل عاشق هميشه ميمونه براي هميشه . تو مي خنديدي و مي پرسيدي
«خب بگو ببينم مرد دل تو كجاست؟» من هم مي گفتم مثل.هميشه خانومي پيش تو ناردونه مگه نه؟ تو هم دستت رو مي گذاشتي رو سينه ات و با خنده مي گفتي «آره مرد دل تو پيش من كنار دل من براي هميشه.» آره خانومي وقتي ميز شام را ديدم دلم لرزيد درب قابلمه را گذاشتي، رفتي از تو يخچال پارچ آب را آوردي دستي به گلبرگ هاي گل رز كشيدي . من داشتم راست راستي ميمردم، نكنه؟... در بزنند برادر شوهر خواهر كوچكترت بياد؟
خانومي مثل اين كه وجود من رو حس كرده بودي به اطراف نگاهي انداختي رفتي داخل سالن من هم دنبالت ببينم چكار مي خواهي بكني، رفتي تلويزيون را خاموش كردي بعد از روي تلويزيون عكس من رو برداشتي، نگاهي به درب خونه انداختي رفتي داخل آشپزخونه عكس من رو گذاشتي كنار گل نزديك بشقاب دومي نشستي رو چهار پايه بلند شدي اون كاسه چيني گل سرخ كه از جهيزيت مونده بود را از داخل كابينت درآوردي با ملاقه
دو تا كوفته تبريزي را با آبش ريختي تو كاسه برگشتي سر ميز كاسه را كذاشتي وسط ميز بعد دست دراز كردي طرف عكس من انگشت به عكس كشيدي و همان طور كه اشگ تو چشمهاي خوشگلت جمع شده بود با صداي بغز آلودي گفتي «سالگرد ازواجمون مبارك...مرد حالا كجايي؟ تو كه كوفته تبريزي دوست داشتي...
چرا نيستي با هم كوفته بخوريم تو هم مثل هميشه انگشت هات را ليس بزني و بگي
« واي خانومي چه خوشمزه است.» واي خانومي دلم مي خواست بغلت كنم انگشت هات رو يكي...يكي ببوسم نمي تونستم بخدا اگه مي تونستم سرتا پات رو غرق بوسه مي كرده
من مرده ام مرده هم ممكنه حواس نداشته باشه خب من هم حواس ندارم شب ازدواجمون بود و تو هم با ياد قديما برام كوفته تبريزي درست كرده بودي و من كه يه مرده احمق هستم فكراي بد كردم خانومي همان طور كه اشگ هات رو پاك مي كردي مثل اين كه من رو روبروت روي چهار پايه مي ديدي كه نشسته ام و دارم به چشمهاي خوشگلت نگاه مي كنم شروع كردي باهام حرف زدن . آره پير مرد ديوانه وقتي خبر مرگت رسيد روز سالگرد ازدواجمون بود داشتم براي شام كوفته تبريزي كه دوست داشتي درست مي كردم . فهميدم جسدت رو كجا بايد پيدا كنم . اون روز هم مثل روزاي ديگه بلند شده بودي شلوار طوسي رنگ ات رو از زير تشك درآورده بودي بعد از واكس زدن به كفش هات شلوارت را پوشيده بودي با جوراب سفيد و پيراهن قرمز كراوات قرمز با گلهاي ريز سرمه ا يت را بسته بودي كلاه كپي ات را گذاشته بودي سرت عصايت را هم برداشته بودي رفته بودي نزديك مدرسه دخترونه كه من قديما مي رفتم تا بقول خودت هيجده سالگي من رو دوباره ببيني . پير مرد ديوانه من تو خونه تو بودم پيش خودت اون كارها چي بود مي كردي . رفتم نزديك مدرسه دخترونه تو پياده رو عده اي از دخترهاي مدرسه دور جسدت جمع شده بودند . رفتم جلو يه دختر عصايت در دستش بود كنار جسدت رو پا نشسته بود و گريه مي كرد . پرسيدم چي شده دختر سر برگردوند چشمهاش اشگ آلود بودند به صورتش نگاه كردم . آره شبيه هيجده سالگي من بود پس تو پير مرد ديوانه هر روز براي ديدن اين دختر مي رفتي نزديك مدرسه با يك كتاب شاملو زير بغلت كلاهت را گذاشته بودند روي صورتت كتاب هنوز تو دستت بود آن دختر گفت «اين پير مرد هر روز ميامد اين جا وقتي من با بچه هاي ديگه از مدرسه ميومديم به من زل مي زد هميشه به من خانومي مي گفت هميشه يه كتاب زير بغلش بود اما... امروز قبل از اين كه مدرسه تعطيل بشه اين جا افتاد زمين و مرد ...من هم نمي دونم خانومي كيه؟ گفتم خانومي من هستم شوهرم بود . دختر پرسيد پس چرا به من خانومي مي گفت؟ گفتم براي اين كه تو شبيه هيجده سالگي من هستي كه تو همين مدرسه درس مي خوندم . هق...هق گريه دختر بلند شذ يكي زنگ زد به آمبولانس . آمدند بردنت به قبرستان برات يه قبر دو طبقه خريدم يكيش براي تو يكيش براي خودم . حالا كجايي مرد؟ چرا نيستي تا برام كادو بياري آخه امشب سالگرد ازدواجمونه . حرفات كه تموم شد خانومي راستش خجالت كشيدم كاش مي تونستي من رو ببيني كه دارم از خجالت آب مي شم ... ماجرا را به مرده بغل دستيم تعريف كردم بعد بهش گفتم بزنه تو سرم كه به خانومي خودم شك كرده بودم . مرده بغل دستيم زد تو سرم و گفت «هم خوش بحال تو...هم خوش بحال زنت اون زنده است و عاشق تو كه مردي اومدي اين جا
آره خانومي دست خودم نيست نگران هستم فهميدم اون شب از پسر بزرگه
عاطفه خانوم همسايمون زن آقاي اسدي خواهش كرده بودي بره برات نون سنگك
بخره . خوب كاري كردي تو كه با اون پا كه تازه گيها پوكي استخون به اضافه آرتروز هم گرفتي كه نمي تونستي اون همه راه بري من وقتي زنده بودم يادت كه هست خودم
نون سنگك مي رفتم مي خريدم ...
الان بهت مي گم خانومي، يه روز تابستون كه آقاي اسدي با زن و بچه هاش مي رفتند دهاتشون ازش خواستم برام يه نعل اسب يا الاغ بياره .خنديد و پرسيد واسه چي مي خواي گفتم واسه يه كاري . بنده خدا بعد از برگشتن يه نعل برام آورد كثيف بود رفتم سمباده خريدم يه ساعتي طول كشيد كه نعل را سابيدم . بعد از براق شدن اون رو با ميخ كوبيدم بالاي درب ورودي، واسه اين كه تو خانومي خودم، براي بيرون رفتن يا داخل آ.مدن مجبور بشي از زير نعل رد بشي كه هميشه احساس خوشبختي كني كه زن من شدي . يادت هست خانومي چقدر بهم خنديدي . يه دفعه هم رفتم بازار نزديك مسجد شاه خيلي گشتم تا چند تا از اون مهره هاي سرمه اي پيدا كردم نمي دونم كدوم نامردي اسم اين مهره هارو گذاشته «خر مهره» يه زنجير نقره هم خريدم از همون بازار از عطاري يه مقداري اسفند و چهار تخم و تخم گشنيز و گل گاو زبون با عناب با ليمو خشك خريدم آوردم خونه . يادت هست تو با خنده گفتي «اين خاله زنك بازي ها چيه مرد؟»
مهره هارو نشونت دادم گفتم بنداز گردنت تا جلوي چشم شور مردم را بگيره
مخصوصاً چشم شور و حسود خواهر كوچكترت رو .
گفتي ول كن مرد مگه من خر هستم خر مهره آويزون كنم؟ من هم مهره هارو جايي آويزون كردم كه هر كسي داخل خونه مي شد اول چشمش به اون مهره ها بيفته كه اگه چشمش شوره توي اون مهره ها بمونه و به تو خانومي چشم نزنه . يادت هست هميشه نگران تو بودم وقتي عطسه مي كردي مي رفتم برات چهار تخم يا گل گاو زبون دم
مي كردم تو هم مي خنديدي و مي گفتي «بس كن مرد داشتم گرد گيري مي كردم خاك رفته تو گلوم چيزي نيست كه» من هم مي گفتم ببين خانومي من اون خاك رو به توبره مي كشم كه بخواد خانومي من رو اذيت كنه...بخور...بخور من نمي تونم ببينم ناردونه من مريض شده باشه؟
سال گرد ازدواجمون مبارك تو و من كه مرده باشم
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 7:19 بعد از ظهر  توسط jamshid  | 

جديدترين جوک ها و پيامک ها

کجاش سوراخ
یارو يه تيكه يخ گرفته بوده بالا، ‌داشته خيلي متفكرانه بهش نگاه مي‌كرده. رفيقش ازش ميپرسه: چيرو نگاه ميكني؟ طرف ميگه: ازش آب ميچيكه ولي معلوم نيست كجاش سوراخه!

مثل لیمو
خانم ها مثل ليمو شيرين هستند، اول شيرين و بعد تلخ مي شوند

ماضی بعید
به یارو ميگن جمله "ترکها به دانشگاه ميرن" جه نوع جمله اي است؟ميگه "ماضي بعيد

سیو
به یارو ميگن به نظر شما سيو همان سيب است؟ ميگه نه بابا، من چندتاش رو خوردم، صابونه!

مرد موفق
هميشه پشت سرهرمرد موفق زني است که نتونسته جلوي موفقيتشوبگيره

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 7:16 بعد از ظهر  توسط jamshid  | 

دانستني هاي علمي

  • آيا ميدانستي که رودخانه گنگ براي هندوها بسيار مقدس است و هر سال مردم زيادي براي پاک شدن و تطهير خود را در آن مي شويند ، در حالي که فاضلاب صد شهر و روستا و ميليونها تن مواد سمي و زايد کارخانه ها به طور مستقيم وارد اين رودخانه مي شود.
  • آيا مي دانستي که تابلوي موناليزا گران بهاترين اثر هنري است که تاکنون دزديده شده است. اين تابلو در بيست و يک آگوست سال هزارونصدويازده از موزه لوور پاريس بسرقت رفت و در سال هزارونصدوسيزده در ايتاليا پيدا شد.
  • آيا مي دانستي که قطب شمال کمترين دماي جهان را دارد. ميانگين دماي هوا در آنجا پنجاه و هشت درجه سانتيگراد زير صفر است. بعضي روزها حتي سردتر هم ميشود.
  • آيا مي دانستي انسان در روز بطور متوسط پانزده هزار بار پلک ميزند.
  • آيا مي دانستي که آقايون در روز چهل تار مو و خانمها هفتاد تار مو از دست ميدهند ، البته بيشتر آنها دوباره جايگزين ميشوند.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 7:15 بعد از ظهر  توسط jamshid  | 

۱۱ حقایقی تلخ در مورد مردان


۱) مردان خوب، زشت هستند.

۲) مردان خوش قیافه، خوب نیستند.

۳) مردان خوب و خوش قیافه به جنس موافق تمایل دارند.

۴) مردان خوب، خوش قیافه و علاقمند به جنس مخالف، متاهل هستند.

۵) مردانی که آنچنان خوش قیافه نیستند، ولی خوبند، پولدار نیستند.

۶) مـردانی که آنچنان خوش قیافه نیستند، ولی پولدار و خوبند، تصور می کنـنـد مـا بـه دنبال مال آنها هستیم.

۷) مردان خوش قیافه و بی پول، بدنبال پول ما هستند.

۸) مردان خـوش قـیافه، که آنچنان خوب نیستند و تا حدی به جنس مخالف علاقمندند، تصور نمیکنند که ما به اندازه کافی زیبا هستیم.

۹) مردانی که تصور می کـنـنـد مـا زیـبـا هستـیم، به جنس مخالف علاقمندند، تا حدی خوش قیافه و پولدار هستند، آدمهایی ترسو و بزدل میباشند.

۱۰) مردانی که تا حدی خوش قیافه هستند، تاحـدی خـوب هستند، مقداری پول دارند و سپاسگزار خدا هستند، به جنس مخالف علاقمندند، خجالتی هسـتند، و هرگز اولین قدم را برنمی دارند ( برای آشنایی پیش قدم نمی شوند).

۱۱) مردانی که هرگز قدم اول را برنمیرارند، زمانی که ما پیشقدم می شـویم، اتوماتیک وار علاقه را در ما از بین میبرند.
 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 7:12 بعد از ظهر  توسط jamshid  | 

شرايط ازدواج


 

از اداره كه خارج شدم، برف دانه دانه شروع به باريدن كرد. به پياده رو كه رسيدم زمين،‌درست و حسابي سفيد شده بود. يقه پالتويم را بالا زدم و راست دماغم را گرفتم و رفتم. هنوز خيلي از زمستان باقي بود. با خود فكر كردم كه اگر سرما همين طوري ادامه داشته باشد، تا آخر زمستان حسابم پاك پاك است.
وارد خانه كه شدم مادرم توي حياط داشت رخت ها را از روي طناب جمع مي كرد. از چندين سال پيش، هر وقت برف مي باريد، با مادر شوخي مي كردم كه:
ـ ننه،‌ "سرماي پيرزن كش" اومد!
امروز هم تا دهان باز كردم همين جمله را بگويم؛ ننه پيشدستي كرد و گفت:
ـ انگار اين سرما، سرماي عزب كشه، نيس ننه؟
در خانه ما غير از من، عزب اوقلي ديگري وجود نداشت پس ننه بعد از چند سال بالاخره متلكش را گفت! گفت و يكراست به اطاق خودم رفتم. چراغ والور را روشن كردم و از پشت شيشه، به برف چشم دوختم. از نگاه كردن برف كه خسته شدم، در عالم خيال رفتم توي نخ دخترهاي فاميل.
ـ ....زري؟ سيمين؟ عذرا؟ مهوش؟ پروين؟ .........راستي نكنه "ننه" كسي را در نظر گرفته كه اون حرفو زد؟ از دخترهاي فاميل آبي گرم نشد. باز در عالم خيال زاغ سياه دخترهاي محله را چوب زدم:
ـ"......سوسن؟ مهري؟ مرضيه؟ دختر كربلا تقي؟ دختر جم پناه؟و دختر....؟
اگر مادرم وارد اطاق نمي شد. خدا مي داند تا كي توي اين فكر و خيال ها مي ماندم. ولي ورود او رشته افكارم را پاره كرد. همانطور كه دستش را روي چراغ گرم مي كرد گفت:
ـ ببينم زينت چطوره، هان؟ دختر آقا بالاخان؟!
مي گويند دل به دل راه دارد، ولي آن روز برايم ثابت شد كه ممكن است مغز به مغز هم راه داشته باشد.
ـ پس از قرار "ننه" فهميده بود كه من دارم راجع به اينها فكر مي كنم....
گفتم ببين ننه تا حالا من هيچي نگفتم،‌ولي از حالا هر چي خواستي بكن..... ولي بالا غيرتاً منو تو هچل نندازي ها؟
گفت:
ـ هچل كجا بود ننه....يعني من كه توي اين محله گيس هامو سفيد كرده ام دخترهاي محله رو نمي شناسم؟دختر آقا بالاخان جون ميده واسه تو. هر وقت تو كوچه مي بينمش خيال مي كنم دستهاش تو دست توئه. اصلاً واسه همديگه ساخته شدين!
ـ من حرفي ندارم، ولي بابش چي؟ اقا بالاخان دخترشو به آدم كارمند يه لا قبايي مثل من ميده؟
ـ‌چرا نده ننه؟ ...دختر آقا بالاخان ديگه، دختر اتول خان رشتي كه نيست!
ـ ولي هر چي باشه، "آقا بالاخان" هم كم كسي نيست. "آقا" نيست كه هست، "بالا" نيست كه هست. "خان" نيست كه هست. پول نداره كه داره....پس مي خواستي چي باشه؟
ـ حالا نمي خواد فكر اين چيزها را بكني اون با من .......برم؟
ـ آره ....برو ناهار حاضر كن كه خيل گشنمه!!
ـ برم ناهار حاضر كنم؟
ـ آره پس ميخواستي چكار كني؟
ـ مي خواستم برم خونه آقا بالاخان با زنش زرين خانوم صحبت بكنم!
ـ به همين زودي؟
ـ به همين زودي كه نه....عصري مي خواستم برم.
كمي مكث كردم و گفتم:
خوب باشه!
ـ مادرم با خوشحالي رفت كه ناهار را حاضر كند. من هم روي تخت دراز كشيدم تا درباره همسر آينده ام فكر بكنم........راستش سرما لحظه به لحظه شديدتر مي شد و من سردي تخت را بيشتر حس مي كردم.......انگار همان "سرماي عزب كش" بود كه ننه مي گفت:
ننه از خانه آقابالاخان كه برگشت حسابي شب شده بود، ولي توي تاريكي هم مي شد فهميد كه لب و لوچه اش آويزان است.
ـ ها چه خبر؟
مثل برج زهرمار توي اتاق چپيد.
ـ نگفتم آقابالاخان كم كسي نيست؟ ....خوب چي گفت؟ در حاليكه صدايش مي لرزيد جواب داد:
ـ خودش كه نبود، با زنش حرف زدم ....دخترش هم بود.
ـ مخالفت كرد؟
ـ مخالفت كه نميشه گفت...ولي گفتند دوماد! باهاس رفيقاشو عوض كنه. به سر و وضعش بيشتر برسه، شبها هم زود بياد خونه كه از حالا عادت كنه.
ـ ديگه چي گفتند
ـ پرسيدند خونه و ماشين داره؟ منم گفتم: ماشين ريش تراشي داره، ماشين سواري هم انشاالله بعداً ميخره! براي خونه هم يه فكري مي كنه، دويست چوق گذاشته توي بانك كه باز هم بذاره ايشالله خونه هم بعد مي خره!
ـ ديگه چي؟
ـ ديگه هم گفتند تحصيلاتش خوبه، ولي حقوقش كمه! يه تيكه ملك هم بايد پشت قباله عروس بندازه، كه سر و همسر پشت سر ما دري وري نگن!
ـ ديگه چي؟
ـ ديگه اينكه دخترم كار خونه بلد نيس، باهاس براش كلفت و نوكر بگيره!
ـ ديگه چي
ـ ديگه اينكه گفتند علاوه بر اين اجازه بدين فكر هامونو بكنيم با پدرش هم حرف بزنيم، سه ماه ديگه خبرتون مي كنيم!
من هم خداحافظي كردم اومدم.........
من هم با مادرم خداحافظي كردم و رفتم تا آن شب را به "بيعاري" با رفقا بگذرانم كه اگر عروسي سر گرفت اقلاً آرزوي "شب زنده داري" به دلم نمانده باشد.
تا سه ماه خبري نشد....روزهاي آخر مهلت قانوني بود كه طبق حكم وزارتي، به جنوب منتقل شدم، مادرم بار و بنديل را كه مي بست، به اقدس خانوم زن مرتضي خان همسايه بغلي سپرد كه رأس مدت با زرين خانوم تماس بگيرد و نتيجه را بنويسد.
بعدها كه نامه اقدس خانوم رسيد، فهميدم كه در آخرين روز ماه سوم، زن اقابالاخان پيغام فرستاده: "اگر داماد دوستانش را هم عوض نكرد عيبي ندارد، ولي بقييه شرايط را بايد داشته باشد!
چند ماه گذشت، باز هم نامه اي رسيد كه نوشته بود:
"زن آقابالاخان گفته به سر و وضعش هم نرسيد مانعي ندارد، ولي بقيه شرايط را بايد داشته باشد.
ايضاً چند ماه ديگر نامه نوشت و اشاره كرد كه:
"زن آقابالاخان گفته شبها هم اگر زود نيامد عيبي ندارد. ولي خيلي هم دير نكند كه بچه ام تنها بماند....ضمناً ساير شرايط را هم حتماً بايد داشته باشد!"
....زمان به سرعت مي گذشت، هر پنج شش ماه يك دفعه نامه اقدس خانوم مي رسيد و هر دفعه يكي از شرايط اوليه حذف شده بود:
...زن آقابالاخان خودش آمد خانه ما و گفت:
ـ "ماشين هم لازم نيست چون با اين وضع شلوغ خيابانها آدم هر چي ماشين نداشته باشد راخت تر است!....ولي بقيه شرايط را بايد داشته باشد!"
....زرين خانوم توي حمام به من گفت: ديشب آقابالاخان مي گفت خودمان خانه داريم نمي خواهد فكر آن باشد، ولي بقيه شرايط را حتماً بايد داشته باشد.
....آقابالاخان و زنش ديشب پيغام دادند:
"از يك تكه ملك پشت قباله مي شود گذشت ولي بقيه مسائل مهم است!"
....."امروز خود زينت را توي كوچه ديدم، طفلكي خيلي لاغر شده....مي گفت: با حقوق كمش مي سازم، ولي كلفت و نوكر را بايد حتماً داشته باشد!...."
به درستي نمي دانم چند سال گذشت، ولي اين را مي دانم كه دختر آقابالاخان به همان سني رسيده بود كه در تهران به آن "ترشيده مي گفتيم!"
ولي جنوبي ها به آن مي گويند "خونه مونده....و اگر دختر هاي اين سن، واقع بين باشند ديگر فكر شوهر را هم نمي كنند كه هر وقت صداي زنگ خانه بلند مي شود قلبشان بريزد پايين!......
داشتم قضيه را كم كم فراموش مي كردم....علي الخصوص كه اقدس خانوم هم نامه هايش را قطع كرده بود.....
....زندگي ام جريان طبيعي خودش را طي مي كرد تا اينكه يك روز نامه اي به دستم رسيد كه خطش را تا بحال نديده بودم.
با عجله پاكت را باز كردم نوشته بود:
"آقاي برهان پور:
پس از عرض سلام، مي خواستم به اطلاع شما برسانم كه براي سرگرفتن ازدواج ما، كلفت و نوكر هم لازم نيست چون در اين مدت در كلاس خانه داري تمام كارهاي خانه را از آشپزي و خياطي گرفته تا آرايش و گلدوزي ياد گرفته ام و ديپلمش را دارم.
منتظر جواب شما هستم، جواب، جواب، جواب، ....زينت"
فرداا وقتي پستچي شهر ما صندوق را خالي كرد، نامه دو سطري من هم توي نامه ها بود، همان نامه كه تويش نوشته بودم:
"سركار خانوم زينت خانوم!
نامه اي كه فرستاده بوديد زيارت شد، ولي به درستي نفهميدم نظر شما از "آقاي برهان پور" كه بود؟ اگر منظور، احمد برهان پور است كه كلاس اول دبستان درس مي خواند و اهل اين حرفها نيست، بنده هم كه پدرش هستم ...و در خانه هم عزب اوقلي ديگري نداريم.
سلام بنده را به مامان و بابا برسانيد. قربانعلي برهان پور"
راستي فراموش كردم بگويم كه دو سه ماه پس از انتقال به جنوب، با يك دختر چشم و ابرو مشكي شيرازي آشنا شدم كه نه درباره رفيقها و سر و وضع و دير آمدنم حرفي داشت، نه خانه و ماشين و حقوق و يك تكه ملك براي پشت قباله مي خواست.... و از همه اينها مهمتر اينكه پدر و مادرش هم "آقابالاخان" و "زرين خانوم" نبودند
.
 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 7:10 بعد از ظهر  توسط jamshid  | 

تکنولوژي روزانه

دوربین 50 مگاپیکسلی Hasselblad
با بزرگترین سنسور جهان

شرکت Hasselblad را معمولا طرفداران دوربین های حرفه ای میشناسند. و طبق معمول این بار هم دوربین جدید این شرکت در نوع خود یک شاهکار محسوب میشود.

دوربین 50 مگاپیکسلی مدل H3DII-50 دارای سنسوری ساخت شرکت کداک است که در سایز 36 در 48 میلیمتر است. و این دوبرابر سایز سنسور دوربین های DSLR فول فریم است.

با این سنسور هر عکس این دوربین 300 مگابایت حجم دارد. یعنی اگر من کارت حافظه ی 2 گیگابایتی خودم را روی این دوربین قرار بدهم فقط 6 عکس میتوانم بگیرم!

نکته جالب دیگر در مورد این دوربین سرعت عکاسی 1 فریم در ثانیه است که برای چنین دوربینی خیلی خوب محسوب میشود. این دوربین در ماه اکتبر به بازار عرضه خواهد شد.

قیمت؟ هنوز اعلام نشده. ولی گفته میشود که برای داشتن این هیولای عکاسی باید اتومبیل خود را بفروشید و حدود 37000 دلار پول آن را پرداخت کنید.

سایت دوربین 

پارچه ای که می تواند استرس و فشار عصبی را تشخیص دهد

برای کاهش استرس و فشار های روحی چه میکنید؟! هر راهی را هم که در پیش گرفته باشید مطمئنا این یکی را نمی دانید. دانشمندان آلمانی در یک تحقیق موفق به ساخت نوعی سنسور (حس گر الکترونیکی ) شده اند که می تواند استرس و فشار های روحی را تشخیص دهد و برای کاهش آنها اقدام کند. این سنسور ها قرار است به صورت پارچه درآیند و از آنها جلیقه و تی شرت دوخته شود. به این صورت که در مرکز جلیقه تعدادی سنسور مرکزی کار گذاشته می شود تا بتوانند فشار عصبی شخص را از طریق تغییرات فیبر های عضلانی بدنش تشخیص دهد. این تشخیص اقدام به ارسال سیگنالهای الکتریکی به سیستم پردازشگر مرکزی  میکند.پس از آن فیبر های کربنی فعال میشوند و طی مکانیزمی مجهول از فشار عصبی و استرس فرد میکاهند.
انگیزه اصلی طراحان این الیاف , تسهیل انجام فعالیت هایست که نیاز به تمرکز بالا دارد. از همه مهمتر این الیاف می توانند برای دوخت لباس ورزشکارانی که از فشار های عصبی مزمن رنج می برند کاربرد داشته باشد. البته اگر استفاده از این پارچه ها دوپینگ محسوب نشود!!
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 7:8 بعد از ظهر  توسط jamshid  | 

فال روز - دوشنبه 21 مرداد ماه 87

 

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org متولدين فروردين : فرصت خوبي است که به انجام کارهاي عقب مانده بپردازيد و خيال خودتان را راحت کنيد. امروز چند خبر خوب خواهيد شنيد.

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org
متولدين ارديبهشت : در تصميم اخير خود پابرجا باشيد و راه خود را ادامه بدهيد، حتما" موفق خواهيد شد، يکي از دوستان قديم به کمک مالي شما نياز دارد.

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org
متولدين خرداد : سهل انگاري را کنار بگذاريد و براي ساختن آينده اي روشن آماده شويد، بهتر است از آموخته هايتان بهره بگيريد. ممکن است مجبور شويد براي انجام يک معامله به سفري کوتاه برويد.

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org
متولدين تير : توجه شما به واقعيت ها کم شده و بيشتر رويايي فکر ميکنيد. براي موفق شدن لازم است که به حقايق بيشتر توجه داشته باشيد. روز آرام و خوبي در پيش داريد.

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org
متولدين مرداد : نبايد از ديگران متوقع باشيد که همه کارهايتان را انجام دهند، شما هم بايد احساس مسئوليت کنيد و مقداري از کار ها را بدست بگيريد، روز دلنشيني در راه داريد.

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org
متولدين شهريور : راه درستي را انتخاب کرده ايد و به طور مسلم پيروز خواهيد شد ولي براي اين که زودتر به مقصود برسيد، بهتر است از بزرگان فاميل مشورت بخواهيد.

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org
متولدين مهر : اتفاقات چند روز گذشته شما را ناراحت و اندوهگين کرده است، متاسفانه بايد حقيقت را پذيرفت روزهای آتي را با شادي آغاز خواهيد کرد و با موفقيت به پايان خواهيد رساند.

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org
متولدین آبان : براي بهتر شدن اوضاع زندگي داخلي، لازم است برنامه منظمي داشته باشيد وگرنه وضع به همين شکل باقي خواهد ماند. در انتظار چند خبر خوش باشيد.

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org
متولدين آذر : يک برخورد ناخوشايند شما را ناراحت کرده است، نگران نباشيد زيرا در روزهای آتي چند برخورد و ملاقات دلنشين خواهيد داشت! روز شيريني در راه داريد.

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org
متولدين  دی : بزودی نامه اي به شما ميرسد که شما را مملو از شادي خواهد کرد، احتمال دارد به سفر دراز مدت برويد. روزهای شيرين و دلنشين در راه داريد.

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org
متولدين بهمن : اعتماد و اطمينان شما به ديگران خوب است ولي يادتان باشد که به همه نميتوان اعتماد کرد، مخصوصا" کساني که تازه با شما آشنائي به هم زده اند.

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org
متولدین اسفند : بايد سعي کنيد از پيله تنهايي در بيايد و بيشتر از پيش با آشنايان رفت و آمد داشته باشيد يکي از نزديکان به کمک روحي شما نيازمند است، او را کمک کنيد. روز خوشحال کننده اي در راه داريد.
 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 7:0 بعد از ظهر  توسط jamshid  | 

دزفول، شهري با تاريخچه اي ديرينه در گفتگوي تمدن‌ها

 
   
اينجا شهر گفت‌‌وگوي تمدن‌هاست.
جاي پاي معماري ساساني و بيزانس و روم شرقي را مي‌توان در دزفول يافت.
 

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

 
دزفول مكاني بوده براي تبادل فرهنگ‌ها. شهري كه در آن روزگاري، رومي‌ها مي‌زيستند و بر روي رودخانه‌اش سد ساختند
 

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

 
در معماري خانه‌هاي كوچك دزفول، از سبك مسجد ايراني گرفته تا كليساي رومي و از مكتب ساساني گرفته تا يوناني همه را مي‌توان ديد
 

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

 
اينجا سرزميني است كه در آن پرتقال و خرما و موز در كنار هم مي‌رويند. بايد در كوچه‌هايش گشت، منظره ديوارهايش را ديد، روبه‌روي هر دري ايستاد و سر را تا جايي بالا برد كه در آنجا ديوار و آسمان همديگر را ملاقات مي‌كنند و آنگاه گوش سپرد به همه نجواهاي شهر
 

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

 
شهري با بافت فشرده كه گويي مردمش طاقت دوري از هم را نداشتند كه خانه‌هايشان از سه طريق پشت‌بام، كوچه و زيرزمين به هم راه داشته

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

بايد داخل خانه‌ها شد و سرك كشيد به شواوان‌ها (شوادون به زبان محلي)

 

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

 
راهي زيرزميني و دور و دراز كه گاهي از كنار رودخانه دز سردرمي‌آورد و بيشتر اوقات از خانه همسايه. اين راه زيرزميني پناهگاه مردم دزفول بود در زمان بمباران هوايي
 

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

 
وقتي در كوچه‌هاي دزفول راه مي‌روي، اگر هم تنها باشي، گويي تنها نيستي.
 

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

 
در هر پيچي از كوچه، كوچه هم با تو مي‌پيچد و چشم به آساني و نرمي مي‌چرخد
 

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

 
دزفول را در زمان ساسانيان به صورت يك دژ و براي محافظت از پل رودخانه دز استوار كردند و به همين دليل كالبد شهر شديداً فشرده است و تمام خانه‌هاي ناحيه قديمي شهر بر زمين‌هاي كوچكي احداث شده‌اند
 

 گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

 
دزفول از معدود شهرهاي ايران است كه در معماري آن، آجر پخته به وفور به كار برده شده و گذشته از آنكه ديرپايي آن را باعث شده، اصالت و وقار خاصي نيز به آن بخشيده است
 

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 6:57 بعد از ظهر  توسط jamshid  | 

گالري دكوراسيون مدلهاي پرده

Drapery Models Decoration Gallery
گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org


گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org


گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 6:54 بعد از ظهر  توسط jamshid  | 

بزرگترين و درازترين وسائط نقليه !!!


گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 6:42 بعد از ظهر  توسط jamshid  | 

تصاویری زیبا از ماه


گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 6:39 بعد از ظهر  توسط jamshid  | 

توفان درياچه هامون را خشك كرد

: مدير كل ستاد حوادث غيرمترقبه استان سيستان و بلوچستان گفت: خشك شدن درياچه هامون، مهم‌ترين خسارت توفان در استان سيستان و بلوچستان است.
حجتعلي شايانفر امروز در گفتگو با فارس اظهار داشت: توفان در استان سيستان و بلوچستان به‌خصوص در شمال استان تبعات بسياري از جمله افزايش بيماري‌هاي ريوي، استمرار شرايط خشكسالي و خشك شدن درياچه هامون را در پي داشته است.

وي اظهار داشت: ستاد حوادث غيرمترقبه استان به تمام فرمانداري‌هاي و دستگاه‌هاي اجرايي ذي‌ربط اعلام آماده‌باش داده است.

مدير كل ستاد حوادث غيرمترقبه استان تصريح كرد: با وزش توفان شديد در استان از روز گذشته از تردد وسايل نقليه در جاده نهبندان ـ زابل جلوگيري شد.

همچنين فرمانده پليس راه استان سيستان و بلوچستان گفت: محور‌هاي شمال استان كه از حوالي ساعت 22 شب گذشته مسدود شده بود امروز ساعت 9 صبح بازگشايي شد.

اردوان قاسمي افزود: در حال حاضر در محور‌هاي شمال استان گرد و غبار است و در بعضي جاده‌ها حداكثر شعاع ديد به 50 متر رسيده و در بعضي مقاطع نيز به 10 متر رسيده است.

وي اظهار داشت: در حال حاضر تمام جاده‌ها بازگشايي شده است ولي تردد به كندي صورت مي‌گيرد.

رئيس دانشگاه علوم پزشكي زابل نيز از افزايش 30 درصدي مراجعه‌كنندگان بيماران ريوي به مراكز بهداشتي و درماني شهرستان‌هاي زابل و زهك نسبت به هفته گذشته خبر داد و از ساكنان اين شهرستان‌ها خواست تا به جز در مواقع ضروري از واحد‌هاي مسكوني خود خارج نشوند.

كارشناس هواشناسي استان سيستان و بلوچستان گفت: وزش باد و توفان در شمال استان همچنان ادامه دارد و در حال حاضر از سرعت باد در اين ناحيه كاسته شده به طوريكه سرعت باد در شمال استان به 60 كيلومتر در ساعت رسيده است.

ابراهيم شهركي با اشاره به اينكه ديد در منطقه فرودگاهي زابل به هزار متر رسيده است، گفت: گرد و غبار ناشي از توفان باعث شد تا در زاهدان نيز سرعت باد به هشت كيلومتر و ديد افقي نيز به 500 متر برسد.

وي بيان كرد: تا 24 ساعت آينده وزش باد و گرد و خاك همچنان در استان ادامه خواهد داشت.

شهركي تصريح كرد: در جنوب استان سيستان و بلوچستان نيز گرد و غبار گسترده با افزايش ابر و احتمال رگبار و رعد و برق پراكنده پيش‌بيني مي‌‌شود.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 6:30 بعد از ظهر  توسط jamshid  | 

به مناسبت نيمه شعبان ببينيد،شش فيلم سينمايي از شبکه يک

جشنواره فيلم‌هاي سينمايي شبکه يک به مناسبت نيمه شعبان به جاي مجموعه‌هاي ايراني روزهاي شنبه، دوشنبه و چهارشنبه ساعت 22 پخش مي‌شود.

امروز دوشنبه 21 مرداد فيلم تلويزيوني "به رنگ آسمان" ساخته بهرنگ توفيقي محصول گروه حماسه و دفاع، چهارشنبه 23 مرداد فيلم 90 دقيقه‌اي "سرگرد" به کارگرداني داريوش ربيعي و پنجشنبه فيلم سينمايي "بد نبيني بد نشنوي" به کارگرداني آرتور هيلر در قالب برنامه سينما يک از شبکه يک پخش مي‌شود.

شنبه 26 مرداد فيلم تلويزيوني "شاخ به شاخ" سعيد آقاخاني، يکشنبه نيمه شعبان "دست راست من" ساخته داريوش ربيعي، دوشنبه "رفقاي خوب" نادر سامانيان، چهارشنبه 30 مرداد "پنجره‌اي رو به حياط" رضا بهشتي و 31 مرداد فيلم سينمايي "رهايي" ساخته تري مک‌دانو در قالب برنامه سينما يک از شبکه يک روي آنتن مي‌رون


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 6:29 بعد از ظهر  توسط jamshid  | 

عکسهای زیبا

http://www.sedigh.com/Images/Photos/137P2008731Neshani10.jpg
رز هفت رنگ

ایستگاه اتوبوس از نوعی دیگر ...


سرباز



+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 6:25 بعد از ظهر  توسط jamshid  | 

حافظ


فال تصادفی از دیوان حافظ شیرازی
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 11:12 قبل از ظهر  توسط jamshid  | 

دختر چشم بادامی اویزیاز ماهی بر گردنش داشت...


دختر چشم‌ بادامي‌ آويزي‌ از ماهي‌ بر گردنش‌ داشت‌. ماهي‌ زنده‌ در محفظه‌اي‌ كوچك‌ و پلاستيكي‌ به‌شكل‌ قلب‌ اسير بود و با اكسيژن‌ فشرده‌ فقط سه‌ ماه‌ فرصت‌ زندگي‌ داشت‌. او از ميان‌ آب‌ها آمده‌ بود تادخترك‌ چيني‌ براي‌ نود روز سعادتمندتر زندگي‌ كند€ >يوي‌< يا ماهي‌ با خودش‌ خوشبختي‌ آورده‌ بود و>ليانو< مخترع‌ گردنبند به‌ بهاي‌ بدبختي‌ و مرگ‌ او چنين‌ چيزي‌ را باعث‌ شده‌ بود.
    دريا اما ماهي‌ هايش‌ را شمرد. يك‌ >يوي‌< كم‌ شده‌ بود. خدا طغيان‌ را به‌ آب‌ آموخت‌ تا گاهي‌ عدالت‌ رابه‌ آدمي‌ متذكر شود. اينكه‌ حرص‌ تاوان‌ دارد و زيبايي‌ عدالت‌ مي‌طلبد.
    آدم‌هايي‌ هستند كه‌ كارشان‌ بررسي‌ علل‌ حوادث‌ غيرمترقبه‌ طبيعي‌ از جمله‌ درياهاست‌. آن‌ها باعينك‌هاي‌ ته‌ استكاني‌ و كتاب‌هاي‌ قطور و دستگاه‌هاي‌ مجهز سال‌هاست‌ كه‌ مشغول‌ به‌ كارند، بي‌آنكه‌ماهي‌ و آب‌ را بفهمند. آن‌ها فرياد صدف‌ را هرگز نمي‌شنوند. صدفي‌ بارها فرياد زد: >مرواريد نزد من‌است‌. بيا براي‌ تو. به‌ ماهي‌ كوچك‌ كاري‌ نداشته‌ باش‌. اما >ليانو< هرگز صدايش‌ را نشنيد. درست‌ مثل‌دانشمندي‌ كه‌ هيچ‌ وقت‌ اشك‌ ماهي‌ها را نديد و اخم‌ اقيانوس‌ را باور نكرد. او خودش‌ را عقل‌ كل‌مي‌داند و مي‌خواهد هر چيزي‌ را توجيه‌ علمي‌ كند. او نمي‌فهمد كه‌ فرشته‌ نگهدارنده‌ باد دوست‌درياست‌. و اگر كسي‌ حق‌ ماهي‌ها را پايمال‌ كند، آن‌ها تاوانش‌ را به‌ زبان‌ سيل‌ و سونامي‌ به‌ آدم‌ها يادآورخواهند

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 11:10 قبل از ظهر  توسط jamshid  | 

سريال «مرگ تدريجي يك رويا» در يك نگاه‌

ستاره ها را خط نزن‌
 هفته گذشته مارال و حامد به صورت رسمي از هم جدا شدند و براي اولين بار پس از گذشت 15 قسمت از سريال «مرگ تدريجي يك رويا» آواز پاياني سريال كه رضا يزداني آن را مي‌خواند، تاثير خود را گذاشت و اندوهي را با خود به همراه آورد كه علاقه‌مندان سرنوشت زندگي مارال و حامد را با اين تاسف همراه كرد. حيف شد!
چقدر مي‌توانست اين زندگي زيبا باشد. اين احساس عاميانه‌ترين حسي است كه مي‌تواند پس از ديدن سريال مرگ تدريجي يك رويا به سراغ مخاطب بيايد؛ اما سريالي كه فريدون جيراني آن را كارگرداني كرده از چند منظر قابل اعتناست.

فيلمنامه: فيلمنامه سريال مرگ تدريجي يك رويا را عليرضا محمودي نوشته است، اما همه مي‌دانند كه جيراني قبل از اين ‌كه كارگردان باشد، فيلمنامه‌نويس است و به عنوان كارگردان حتما اين حق را دارد كه فيلمنامه را با حضور يا بدون حضور فيلمنامه‌نويس يك اثر بازنويسي كند.

با نگاهي به خط سير داستان مرگ تدريجي يك رويا مي‌توان به اين نتيجه رسيد كه جيراني از سال‌ها تجربه نوشتن در كامل كردن فيلمنامه و قصه اولين سريال خود استفاده كرده و با ايجاد فضايي چند لايه و پرفراز و نشيب، داستاني را تصويري كرده كه مخاطب در هر قسمت آن منتظر رخ دادن يك اتفاق جديد است. داستان مرگ تدريجي براساس شخصيت‌ها پيش مي‌رود؛ شخصيت‌هايي كه هم سفيدند هم خاكستري و هم سياه.

شخصيت‌هاي سفيد داستان خواهران حامد، شوهرخواهرهاي او، پدرش، آفاق و مادر مارال هستند؛ شخصيت‌هايي كه مي‌خواهند همه چيز ختم به خير شود. شخصيت‌هاي منفي بشدت سياه هستند.

ساناز و دوستانش بي‌برو و برگرد شخصيت‌هاي بدي هستند كه با توجه به ناكامي‌هاي خود در زندگي تحمل ديدن خوشبختي ديگران را ندارند. حسادت در ناخودآگاه همه انسان‌ها وجود دارد. زن و مرد، باسواد و بي‌سواد، روشنفكر و عامي نمي‌شناسد.

بنا به قول خداوند، تنها كساني از آتش حسادت در امان هستند كه ايمان داشته باشند. ساناز و دوستانش بنا به جايگاهي كه براي آنها در فيلمنامه در نظر گرفته شده است، روشنفكراني هستند كه مذهب را كنار سنت مي‌گذارند و آدم‌هاي سنتي را شخصيت‌هاي متحجر مي‌دانند بنابراين نمي‌توان گفت اين زنان چون روشنفكر هستند، آنقدر به بلوغ فكري رسيده‌اند و به اخلاقيات اعتقاد دارند كه وارد حريم خصوصي و عاطفي ديگران نشوند.

ساناز پررنگ‌ترين شخصيت منفي سريال مرگ تدريجي يك روياست كه نمي‌تواند خوشبختي خواهر خود را تحمل كند و تمام تلاش خود را به كار مي‌گيرد تا شاهد فروپاشي اين خوشبختي باشد. ساناز متعلق به خانواده‌اي مرفه است.

با ديدن مادر لال او و شيوه زندگيش مي‌توان به اين نتيجه رسيد كه ساناز مولود خانواده‌اي است كه در ميانه سنت، مذهب و روشنفكري گير كرده و پدر و مادر نتوانسته‌اند با هم كنار بيايند و فرزندان خود را با تفكري همسان بزرگ كنند. پدر كه اكنون مرده است، روشنفكرنمايي بوده كه دائم‌الخمري او، مادر را عذاب مي‌داده و مادر به مذهب اعتقاد داشته و دارد. او از خانواده‌اي متدين بوده كه مارال، رمان «گيتي» خود را براساس زندگي خاله خود مي‌نويسد.

گيتي، نماينده زني مومن است كه براي حفظ حريم خانواده خود تلاش مي‌كند؛ اما ساناز براي زندگي به روش پدر گرايش پيدا مي‌كند و روز به روز بيشتر به جاده تباهي پا مي‌گذارد.

ساناز نماينده آدم‌هايي است كه نه به اخلاق پايبند هستند و نه به مذهب اعتقادي دارند و شعور هر انساني تاييد مي‌كند آدمي كه در قيد اخلاق و مذهب نباشد به خود اجازه مي‌دهد هر طور كه دوست دارد آدم‌هاي ديگر را زير پاي خود له كند.

ذات سريال‌سازي براي تلويزيون ايجاب مي‌كند كه قصه سريال بتدريج پيش برود و تمام شيريني تماشاي يك سريال در اين است كه بيننده منتظر قسمت بعدي مي‌ماند تا بفهمد ماجرا چه مي‌شود؛ اما همين شيريني گاهي باعث سوءتفاهم‌ها و قضاوت‌هاي عجولانه مي‌شود كه در اين مواقع سازندگان سريال، مخاطبان و منتقدان را به صبوري فرامي‌خوانند و از آنها مي‌خواهند قسمت‌هاي بعدي را هم ببينند و فرصت بدهند گره‌هاي قصه باز شود.

قضاوت‌هاي زودهنگام در زمان پخش سريال «حلقه سبز» ساخته ابراهيم حاتمي‌كيا باعث شد پخش اين سريال با مسائل حاشيه‌اي زيادي روبه‌رو شود. اين اتفاق براي سريال مرگ تدريجي يك رويا هم تا حدودي رخ داده است.

گروهي از منتقدان و تحصيلكرده‌هاي آزادانديش جامعه از جيراني مي‌پرسند چرا طيف نويسندگان و روشنفكران جامعه را زيرسوال برده و آنها را متهم به وابستگي به محافل خارجي كرده است؟ در اين گونه مواقع 2 نكته قابل تامل است. يكي اين‌ كه مردم و مخاطبان يك سريال يا يك فيلم تلويزيوني بايد به اين مساله توجه داشته باشند كه سريال براساس قصه پيش مي‌رود و داستان اثري دراماتيك است كه شخصيت‌هاي آن واقعي نيستند و براساس قوانين درام به وجود آمده‌اند.

سريال يك اثر مستند نيست كه با واقعيت تطابق كامل داشته باشد؛ هرچند يك اثر داستاني مي‌تواند براساس مستندات واقعي ساخته شود تا بتواند از اين طريق حس همذات‌پنداري مخاطبان را بيشتر با خود همراه كند. از طرفي همان گونه كه گفته شد سريال، داستان خود را بتدريج افشا مي‌كند بنابراين هر مخاطبي بنا به نوع نگاه خود مي‌تواند از هر قسمت سريال برداشت منحصر به خود را داشته باشد، اما نمي‌توان اين برداشت را به كل سريال تعميم داد، بلكه بايد منتظر قسمت‌هاي بعدي ماند. برخي معتقدند سريال‌سازي بايد خيلي هوشمندانه صورت گيرد و سازندگان اين آثار دقت داشته باشند كه در روند كاري خود ابتدا از شيوه تخريب و بعد از روش اصلاح شخصيت‌هاي تخريب شده استفاده نكنند.

جيراني تا قسمت 15 سريال شخصيت‌ها را معرفي و گره‌هاي داستان را ايجادكرده است و مي‌توان در قسمت‌هاي جديد سريال منتظر بازگشايي اين گره‌ها بود؛ هرچند فيلمنامه مرگ تدريجي يك رويا آنقدر فراز و نشيب دارد كه نمي‌توان براي آن ميانه يا پاياني تصور كرد.

مارال و حامد به صورت رسمي از هم جدا شده‌اند، بنابراين نبايد ديگر به كار هم كاري داشته باشند، پس جيراني در ادامه داستان خود چه مي‌تواند داشته باشد؟ اما عشق مارال و حامد به يكديگر هنوز به پايان نرسيده است و اين عشق مي‌تواند با جريان پنهان خود داستان را ادامه دهد.

شخصيت‌هاي خاكستري، قصه را ادامه مي‌دهند

اساس سريال مرگ تدريجي يك رويا بر مبناي شخصيت‌هاي خاكستري گذاشته شده است. حامد يكي از اين شخصيت‌هاست كه بيننده در مقابل او نمي‌داند چه گاردي بايد بگيرد. او را دوست داشته باشد، حق را به او بدهد و با مظلوميت او همراه شود يا حق را به مارال بدهد و جاهايي بگويد حامد واقعا دوست دارد كه همسرش مثل او فكر كند. حامد شخصيتي است كه مخاطبان مختلف با زواياي مختلف نگاه مي‌توانند درباره او تصميم بگيرند. در ظاهر حق با اوست، اما در لايه‌هاي پنهان او هم مي‌تواند مقصر باشد.

مارال، حرص همه را درآورده است. نگاه او آنقدر معصوم است و عشقش به حامد آنقدر زلال كه بيننده را حرص مي‌دهد. مارال يك مشكل اساسي دارد. او نمي‌تواند به تنهايي تصميم بگيرد.

عدم استقلال فكري او باعث از هم پاشيدگي زندگي مشتركش شده است، اما او گاهي تصميم‌هايي مي‌گيرد كه بيننده را غافلگير مي‌كند. همين تصميم‌هاي مارال است كه تاكنون قصه مرگ تدريجي يك رويا را سرپا نگه داشته است. هنوز هم مي‌توان منتظر يكي از اين تصميم‌ها بود.داريوش آريان، مهم‌ترين شخصيت خاكستري سريال است.

عموم مخاطبان از اين شخصيت بيزار شده‌اند، اما واقعيت اين است كه ما هنوز چيز زيادي از آريان نمي‌دانيم. آنچه تاكنون ديده‌ايم لايه ظاهري اين شخصيت است، شخصيتي كه مي‌تواند زن‌ها را تحت تاثير كلام خود قرار دهد.

آريان، نخ تسبيح داستان است. وقتي داستان به آرامش نزديك مي‌شود او مي‌آيد و اين آرامش را به هم مي‌ريزد و مي‌رود. او هنوز هم مي‌تواند درياي زندگي شخصيت‌هاي داستان را متلاطم كند؛ اما جيراني حتما براي او شناسنامه پرحجمي بازكرده است كه در پايان سريال يا به خير و خوشي يا با عاقبتي تلخ بسته خواهد شد.

نمايش احساس از چند زاويه در زمان واحد

ساختار سريال مرگ تدريجي يك رويا كاملا حساب شده است. آنها كه با اصول كارگرداني آشنا هستند و به صورت عملي يا تئوري فنون كارگرداني را مي‌شناسند، متفق‌القول بر اين باورند كه جيراني در اولين سريال تلويزيوني خود از حساب شده‌ترين روش دكوپاژ استفاده كرده است.

قاب‌بندي و انتخاب نماها با كليت داستان هر قسمت همخواني دارد. جيراني با اطلاع از داستان هر قسمت، دكوپاژ خود را طراحي كرده است. قصه است كه اندازه نماها را تعيين مي‌كند و تعليق قصه است كه گاهي كارگردان را به فكر استفاده از شيوه اسلپ اسكرين (تقسيم پرده) مي‌اندازد تا با استفاده از روشي نوين در تلويزيون، احساسات و واكنش شخصيت‌ها را به يك موضوع در آن واحد از چند زاويه نشان دهد.

عموم مردم و آنها كه سريالي را براي تماشا انتخاب مي‌كنند تا دقايقي از وقت خود را با ديدن آن پر كنند با ديدن سريال مرگ تدريجي يك رويا با مساله‌اي به عنوان كم‌فروشي روبه‌رو نمي‌شوند.

كم‌فروشي در سريال‌سازي كه اين روزها متاسفانه در تلويزيون كشور ما كم و بيش رونق گرفته، به اين معناست كه مخاطب با ديدن يك سريال به اين نتيجه مي‌رسد كه كارگردان اطلاعات بيشتري از قسمت قبل به او ارائه نكرده و او به عنوان بيننده دارد قصه و ماجراهاي تكراري را نگاه مي‌كند.

جيراني در مرگ تدريجي يك رويا آنقدر قصه داشته است كه مجبور نشود ماجراها را براي پر كردن زمان سريال خود تكرار كند. قصه در هر قسمت پيش مي‌رود و براي همين است كه جيراني خود را مقيد نكرده كه از پلان‌هاي طولاني استفاده كند.

او به منظور فراهم كردن ريتم مناسب براي سريال مرگ تدريجي رويا از پلان‌هاي بسته با زمان كوتاه و حركت‌هاي دوربين مناسب استفاده كرده است تا بيننده در عين حال كه داستاني خانوادگي را پيگيري مي‌كند با روايتي خسته‌كننده و ملال‌آور روبه‌رو نشود.

نقش‌هاي تاثيرگذار و باورپذير

انتخاب بازيگران براي يك سريال تلويزيوني از مهم‌ترين عواملي است كه مي‌تواند در موفقيت يك اثر نمايشي بسيارمهم باشد وجيراني بخوبي از پس اين مهم برآمده است. انتخاب بازيگران و شيوه بازي گرفتن از آنها و استفاده بهينه از توانايي بازيگران انتخاب شده، 2 بخشي است كه مكمل يكديگرند و ضعف هركدام باعث مي‌شود بخش ديگر هم ضعيف جلوه كند.

اين روزها همه گروه‌هاي سريال‌ سازي از كمبود بازيگر سخن مي‌گويند و استفاده تكراري از بازيگراني را كه هميشه در تلويزيون در نقش‌هاي مختلف ديده مي‌شوند را يكي از معضلات سريال سازي ذكر مي‌كنند. جيراني در اين مرحله از توليد سريال مرگ تدريجي يك رويا هم موفق عمل كرده است.

انتخاب ساميه لك براي بازي در نقش مارال، بهترين انتخاب جيراني بوده است. ساميه لك را تاكنون در هيچ فيلم و سريالي نديده‌ايم. اطلاعات زيادي هم از او نداريم، چون مقيم كشور امارات است، اما آنچه اهميت دارد شيوه بازي ساميه لك است كه همه نگاه‌ها را به خود معطوف كرده است.

لك با قدرت تمام دودلي و شك‌هاي بيش از حد مارال را در صورت خود منعكس مي‌كند. تركيب صورت ساميه لك و خطوط چهره او باعث شده مهرباني و معصوميت مارال به مخاطب القا شود. دربدترين شرايط و در زمان‌هايي كه حامد از رفتار و كارهاي مارال به تنگ مي‌آيد يا حتي وقتي كه مارال كودك خود را مي‌گذارد و مي‌رود، بيننده نمي‌تواند از مارال بدش بيايد و او همچنان با محبوبيت تمام در طول قصه ادامه مي‌يابد تا داستان زندگي خود را به پايان برساند.

ناصر طهماسب بين ايرانيان با صدايش محبوب است. اين دوبلور باسابقه تاكنون به جاي بازيگراني چون جك نيكلسون، گاري كوپر و... صحبت كرده است. استفاده از اين دوبلور با سابقه براي ايفاي نقش داريوش آريان در سريال مرگ تدريجي يك رويا، برگ برنده ديگري است كه جيراني در انتخاب بازيگران سريال رو كرده است.

در اصل، صداي طهماسب است كه در سريال مرگ تدريجي يك رويا شخصيت‌آفريني كرده، چون تا اينجاي داستان آريان بيشتر از طريق صدا در سريال حضور داشته و در اين خصوص چه صدايي بهتر از صداي طهماسب كه هم آرامش دارد و هم مي‌تواند اطمينان بخش باشد.

شخصيت‌پردازي صداي طهماسب به گونه‌اي است كه نمي‌توان متصور شد كه آريان مي‌تواند آدم بد قصه باشد، بنابراين نمي‌توان درباره او و صدايش به اين زودي‌ها قضاوت كرد.

اگر بيننده از شخصيت ساناز عظيمي بشدت متنفر مي‌شود به دليل بازي بي‌بديل ستاره اسكندري است. مي‌توان بازي اسكندري را ديد و با خود انديشيد كه اين بازيگر براي ايفاي نقش ساناز به چه ميزان انرژي گذاشته است و چقدر وقت گذاشته تا به اين شخصيت كه قدرتمندترين شخصيت سريال است، نزديك شود.

اسكندري تاكنون نقش‌هاي مثبت زيادي را در ذهن مخاطبان ثبت كرده، اما ساناز عظيمي همه اين خاطرات خوش را مخدوش كرده و مسلما اسكندري اگر تصميم داشته باشد بازي در نقش‌هاي مثبت را ادامه دهد بايد تلاش مضاعفي را شروع كند تا دوباره بتواند چهره مثبت خود را نزد مخاطبان بازسازي كند.

آشا محرابي و مهسا كرامتي بازيگراني هستند كه نقش خواهران حامد را در سريال مرگ تدريجي يك رويا بازي مي‌كنند. آشا محرابي سال‌هاست در زمينه تئاتر فعاليت دارد. او در اين سريال صميمي بازي مي‌كند و تاكنون تلاش كرده نشان دهد كه مهري دختري مهربان، آرام و خانواده دوست است، اما همين دختر آرام در قسمت 16 سريال نشان داد وقتي به او و خانواده‌اش توهين شود چگونه مي‌تواند از كوره به در شود و عصبانيت خود را با يك سيلي كه به صورت ساناز مي‌زند، نشان دهد.

توجه به همه اين ظرايف به كارگرداني بستگي دارد كه مي‌خواهد اثري ماندگار در تلويزيون به ثبت برساند، اثري كه مي‌تواند الگوي مناسبي براي سريال سازي باشد، البته براي كساني كه حوصله كار دارند و سواد كارگرداني و فيلمنامه‌نويسي آنها كامل است.


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 10:27 قبل از ظهر  توسط jamshid  | 

سريال‌هاي ماه رمضان درحال آماده‌سازي است‌

كارگردانان برجسته تلويزيون و بازيگراني كه مردم آنها را دوست دارند، گردهم آمده‌اند تا جشنواره سريال‌هاي ماه رمضان را امسال پربارتر و ديدني‌تر از هر سال به مردم ارائه كن

مرتضي ميرباقري، معاون سيما با بيان مطلب فوق به خبرنگار جام‌جم گفت: حداقل 6 ماه قبل از ماه رمضان يك مجموعه عظيم فرهنگي در كشور شروع به فعاليت كرد تا سريال‌ها و برنامه‌هاي ديدني را براي ماه رمضان تهيه كند و سازمان صداوسيما با تمام توان مالي و فني خود از اين مجموعه حمايت مي‌كند.
ميرباقري با بيان اين نكته كه تماشاي سريال‌هاي نمايشي براي مردم حلاوت بيشتري دارد، گفت: ارزيابي‌ها نشان داده است، مردم ايران در ماه رمضان بيشتر از هر زمان ديگري به‌صورت خانوادگي به تماشاي سريال‌ها مي‌نشينند، به همين دليل صداو سيما تصميم گرفته با پخش برنامه‌هاي مفرح به شاد كردن فضاي ماه رمضان كمك كند.

معاون سيما با يادآوري اين نكته كه به تمام شبكه‌هاي سراسري ماموريت داده شده است كه تا پيش از آغاز ماه رمضان 15 قسمت سريال حتما آماده پخش باشد، درباره روند توليد سريال‌ها گفت: گروه‌هاي سازنده سريال‌ها از مدت‌ها پيش كار خود را شروع كرده‌اند و اين سريال‌ها در حال آماده‌سازي است و ما اميدواريم كار طبق برنامه‌ريزي پيش رود و سريال‌ها بموقع آماده شود.

ميرباقري درباره سريال برزخ  كه قرار است ماه رمضان از شبكه يك سيما به نمايش درآيد  و درباره موضوع ماورايي آن گفت: ما ايرانيان كه مسلمان هستيم دنيا را فقط مادي نمي‌بينيم و معتقديم پس پرده نيز اتفاقاتي مي‌افتد كه ما از ديدن آنها عاجز هستيم. به همين دليل چند سالي است تصميم گرفته‌ايم در ماه‌رمضان كه دل‌ها آمادگي بيشتري دارند، سريال‌هاي ماورايي توليد و پخش كنيم.

وي افزود:امسال هم مثل سال گذشته ماموريت ساخت سريال ماورايي را به شبكه يك واگذار كرديم و تصويربرداري اين سريال كه برزخ نام دارد، طبق برنامه پيش مي‌رود.

ميرباقري در پاسخ به اين پرسش كه طبق شنيده‌ها تلويزيون روي سريال برزخ حساسيت خاصي دارد، گفت:ما روي همه سريال‌ها حساسيت و دقت نظر لازم را داريم، اما همه مي‌دانيم كه ساخت سريال وفيلم‌هاي ديني در كشور ما حساس‌تر از ديگر ژانرهاست چون انقلاب ما يك انقلاب اسلامي است و از طرفي بزرگان دين در كشور ما زندگي مي‌كنند و مسلما يك اثر ديني در مواجهه با قدرترين علماي ديني قرار مي‌گيرد.

معاون سيما افزود: با توجه به همين حساسيت‌ها تلاش مي‌كنيم كه در ساخت سريال‌هاي ديني از مشورت علماي دين استفاده لازم و كافي را ببريم، بنابر اين سريال برزخ هم طبق همين روال ساخته مي‌شود و ما براي برجسته‌كردن نقاط قوت سريال از راهنمايي علماي دين استفاده مي‌كنيم.

ميرباقري با اشاره به اين نكته كه تلاش شده است در سبد برنامه‌هاي ماه رمضان همه نوع سريال موجود باشد تا مردم هر كدام را كه خواستند انتخاب كنند، گفت: به همين دليل به شبكه 3سيما ماموريت داده شد تا سريالي مفرح را دربرنامه توليد خود قرار دهد كه باشناختي كه از رضاعطاران، كارگردان سريال بزنگاه داريم، بر اين باوريم كه شبكه 3 در ارائه يك سريال طنزدر ماه رمضان موفق عمل خواهد كرد.

ميرباقري با ابراز رضايت از روند توليد سريال‌هاي مثل هيچكس(شبكه 2) و مامور بدرقه (شبكه 5) گفت:مطمئنا اين سريال‌ها مي‌توانند مخاطبان زيادي را همراه خود كنند و رضايت آنها را جلب نمايند.

معاون سيما با ذكر اين نكته كه تابستان براي صدا و سيما به يك مناسبت تبديل شده ، گفت: در 7 ، 8 سال آينده كه ماه‌هاي رجب، شعبان و رمضان در تابستان قرار مي‌گيرد، تابستان براي صدا و سيما به مناسبتي 90 روزه تبديل مي‌شود كه ما براي اين روزها برنامه‌ريزي‌هاي ويژه‌اي خواهيم داشت.


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 10:26 قبل از ظهر  توسط jamshid  | 

ورزشی

گروه ورزشي
تيم ملي بسكتبال كشورمان كه پس از 60سال در رقابت‌هاي المپيك شركت مي‌كند، شروع نسبتا خوبي در اين رقابت‌ها داشت و با وجود شكست مقابل قهرمان سال 2007 اروپا، 2 كوارتر را از روسيه برد.
توصيه قطبي به دايي:
كريم را به تيم ملي دعوت كن
پرسپوليس با يك خط هافبك قدرتمند و كريم باقري آزاد شده از كارهاي دفاعي كه آزادي عمل حركات نفوذي را شگرد دارد، 13 بردي شيرين را در مقابل پاس به نام خود نوشت تا قطبي به نوعي از بگوويچ انتقام گرفته باشد.
كريم صفايي، رئيس فدراسيون تيراندازي باكمان گفت: زماني كه «لي» مربي كره‌اي نجمه آبتين همراه ورزشكار وارد پكن شد، از راه دادن او با توجه به صادر نشدن آيدي كارت از سوي كميته ملي المپيك جلوگيري شد و مربي خارجي به دليل اين بي‌احترامي و ناهماهنگي از تيم ايران خداحافظي كرد و به كشورش بازگشت.
مهدوي‌كيا 4 دقيقه‌اي شد
در حالي كه از هفته آينده رقابت‌هاي بوندس‌ليگاي آلمان آغاز مي‌شود، گويا مسئولان اينتراخت‌ فرانكفورت قصد دارند به جاي مهدي مهدوي‌كيا از صيد تازه‌اي به نام «ماركوس اشتاين هوفر» در جناح راست استفاده كنند.
اولين شناگر المپيكي ايران:
فاصله‌ها را بايد كم كنيم‌
آخرين مرحله مسابقه‌هاي شناي ورودي المپيك در كرواسي ارمغان خوبي براي اين رشته در بر داشت، سد حضور نداشتن شناگري از ايران در المپيك (غيرسهميه‌اي) در طول تاريخ با كسب سهميه توسط محمد عليرضايي شكست تا حالا با قرار گرفتن عنوان اولين شناگر المپيكي ايران مقابل نام وي انتظار دومين، سومين و بالاخره چندمين حضور كه در نهايت به پيشرفت شنا در ايران منتهي مي‌شود انتظاري بيهوده نباشد.
ايران - قطر ، امروز در تختي‌
در ادامه رقابت‌هاي فوتبال غرب آسيا، امروز تيم ملي فوتبال كشورمان رو به‌ روي تيم ملي قطر قرار مي‌گيرد. هر 2 تيم با پيروزي بر فلسطين جواز صعود به مرحله بعد را به دست آورده‌اند و ديدار امروز، برايشان اهميت بالايي ندارد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 10:19 قبل از ظهر  توسط jamshid  | 

موزيلا مرورگردنياي آينده‌ را معرفي کرد

شرکت موزيلا پس از موفقيت در عرضه مرورگر فايرفاکس مرورگر جديدي با عنوان " Aurora" را معرفي کرد که به دليل عملکردهاي ويژه اي که دارد مي تواند مرورگر دنياي آينده باشد.

لابراتوارهاي شرکت موزيلا پروژه اي با عنوان Aurora (سپيده دم) را اجرا مي کنند که جنبه گرافيکي و عملکردهاي برنامه هاي جستجوي آينده را نشان مي دهد.

اين مرورگر جديد کاملا نوآورانه است و موزيلا در عرضه اين نرم افزار نظرات و ايده هاي مهندسان، طراحان و برنامه نويسان بسياري را به کار گرفته است. مهمترين نوآوري Aurora اين است که عملکردهاي پيام فوري مستقيما در داخل مرورگر ادغام شده است. اين عملکرد مي تواند در اشتراک گذاري آسان صفحات وب و اطلاعات با دوستان مورد استفاده قرار گيرد.

براساس گزارش macitynet، اين مرورگر مجهز به عملکردهاي هوشمند مرورگرهاي آينده است. به طوري که با Aurora امکان تبديل اطلاعات متعدد يک صفحه وب به يک گرافيک و طرح ديگر به روش خودکار وجود دارد.

همچنين اين مرورگر با عملکردهاي سيستمهاي چندلمسي آينده بيشترين سازگاري و هماهنگي را دارد. همچنين گرافيک اين مرورگر به گونه اي طراحي شده است که براي استفاده در رايانه هاي کوچک قابل حمل بسيار مناسب است و مي تواند به روشي واضح روي نمايشگرهاي کوچک ميني لپ تاپ ها ديده شود.

شيريني ، به اندازه، به موقع!

جام جم آنلاين: اگر دندان كودك شما با وجود برنامه‌هاي شما براي رعايت يك رژيم غذايي سالم، دچار پوسيدگي شد، مي‌توانيد اقدامات زير را براي وي انجام دهيد.
متخصصان دانشگاه بهداشت ميشيگان مي‌گويند بهتراست مقدار مواد خوراكي شيرين و قندي را در برنامه غذايي وي كاهش دهيد اما هرگز اين دسته از مواد خوراكي را به طور كامل از رژيم غذايي كودك حذف نكنيد.

اگر كودكتان را به طور كامل از خوردن شيريني منع كنيد ممكن است باعث شويد بيشتر ميل به خوردن اين مواد خوراكي پيدا كند.
همچنين، از نگهداري مقادير زياد شيريني در منزل خودداري كنيد.

وقتي به كودكتان اجازه مي‌دهيد شيريني بخورد حتما مطمئن شويد كه مقدار آن را محدود كرده‌ايد.

بعلاوه سعي كنيد مواد شيرين را به جاي ميان‌وعده به عنوان دسر براي او سرو كنيد.


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 10:17 قبل از ظهر  توسط jamshid  | 

كارزار المپيك

المپيك 2008 پكن از روز جمعه 8 اوت با برگزاري يك افتتاحيه باشكوه آغاز شد. از روز شنبه رقابت هاي ورزشكاران در رشته هاي مختلف توجه همگان را به خود جلب كرده است. برخي رشته ها مانند شنا ، بسكتبال ، واليبال، زيمناستيك و ...داراي علاقمنداني در سطح جهان هستند. رشته هايي نيز هستند كه فقط مورد توجه مردمي قرار مي گيرند كه ورزش ملي آنها محسوب شده و يا ورزشكاران كشورشان در آن شركت دارند. نگاهي كوتاه به رقابت هايي كه در جريان 2 روز نخست المپيك پكن برگزار شده اند. 20 مرداد
مارك فلپس شناگر آمريكايي در حال زدن استارت در رقابت فينال شناي 400 متر مختلط مردان كه توانست در پايان اين رقابت نخستين مدال طلاي خود را در المپيك پكن به گردن بياويزد.
تصوير مبارزه وانگ جيانزنگ ، بوكسور چيني با سرگئي دروياچنكو ، بوكسور اوكرايني در ميان وزن.
دواين ويد ، بسكتباليست آمريكايي با پرشي فراتر از يائو مينگ ، غول چيني توپ را به داخل سبد مي اندازد. آمريكا در اين ديدار 101 بر 70 چين را شكست داد.
يون اوك – هي كماندار زن كره جنوبي هدف را نشانه گرفته است. كره جنوبي مدال طلاي تيمي بانوان را در رشته تير و كمان به دست آورد.
آلينا الكساندرا ديميتريو ، جودوكار زن رومانيايي در وزن منهاي 48 كيلو مدال طلاي جودوي بانوان را به گردن آويخت.
ماتئو تايئاليور، شميشير باز ايتاليايي ( سمت چپ) در مصاف با فابريس ژانه شمشيرباز فرانسوي در مرحله فينال اپه انفرادي مردان توانست مدال طلا را كسب كند.
اندرسون ، بازيكن تيم فوتبال برزيل دروازه تيم نيوزيلند را مي گشايد. اين بازي با نتيجه 5 بر صفر به سود برزيل خاتمه يافت كه سهم رونالدينيو 2 گل بود.
ماساتو اوچيشيبا، جودوكار ژاپني در مرحله فينال وزن منهاي 66 بنجامين داربله ، جودوكار فرانسوي را شكست داد و صاحب مدال طلا شد.
يوشيهيكو ماتسوموتو واليباليست ژاپني در مقابل دفاع لوييجي مسترانجرو، واليباليست ايتاليايي آبشار مي زند. ايتاليا در اين ديدار با نتيجه 3 بر يك ژاپن را شكست داد.
يو لي جون ، بازيكن تيم واترپلو چين و جسي اسميت بازكن آمريكايي در جدال براي تصاحب توپ. تيم واترپلو آمريكا در اين ديدار چين را 12 بر 8 شكست داد.
 
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 10:9 قبل از ظهر  توسط jamshid  | 

گنجينه هاي اسپانيا

موزه ملي اسپانيا از فردا دوشنبه 21 مرداد مصادف با 11 آگوست به مدت 25 روز نمايشگاهي با عنوان "اسپانيا، چهار راه تمدنها" را در شهر مكزيكو پايتخت مكزيك برگزار مي كند. اين نمايشگاه شامل 239 قطعه از اشيا و آثار تاريخي و فرهنگي اسپانيا است. به اين مناسبت، مروري كوتاه بر آثار آن داريم.
اسپانيا در جنوب غربي اروپا كه مهد زباني به همين نام به شمار مي رود كه امروزه همه كشورهاي امريكاي لاتين از جمله مكزيك را در بر گرفته است، روزگاري به امپراتوري روم تعلق داشت. اين آثار به آن دوران تعلق دارد.
مجسمه ها، جواهرات، كتيبه ها، سكه ها، سلاح، ستونهاي نقاشي شده و اشياي مذهبي و ... همه و همه نشانگر يك موضوع است و آن، اين است كه به گفته مسئولان موزه مكزيك، تاريخ اسپانيا بيش از 300 هزار سال قدمت دارد. اما، كتيبه يادشده به نظر مي رسد به خط عربي و متعلق به دوران حكومت اسلامي در اندلس – قرون 8 تا 15 ميلادي- است.
اسپانياي امروز كه يك كشور دموكرات و پيشرفته با جايگاهي مهم در اتحاديه اروپا است، محصول فرهنگ، مذهب و انديشه هاي متنوعي است كه در طول قرون بسيار با يكديگر در آميخته و در اين كشور به بار نشسته اند. آثار يادشده متعلق و متاثر از فرهنگ و تمدن رومي است.
اشياي نمايشگاه، آثاري از امپراتوري روم و هنر بيزانس، قرون وسطي، حكومت اسلامي در اندلس و عهد رنسانس را تا قرن نوزدهم در بر مي گيرد. اين تصوير، يك توپ جنگي اوليه را در حدود قرن 12 نشان مي دهد.
سير كلي نمايشگاه، نشانگر تغيير فرهنگ مردم و تلفيق آنها در طول اعصارمختلف در كشور اسپانيا است.
نمايشگاه شهر مكزيكو، نمادهايي از تاثيرات اقتصاد، فن آوري، هنر، اجتماع، جنگ و ايدئولوژي را بر روند تحول و تطور آثار فرهنگي در اسپانيا در طول قرون مختلف بيان مي كند. اين مجسمه "ديه گو ولاسكز" نقاش معروف در قرن هفدهم است.
نمايشگاه "اسپانيا، چهار راه تمدنها" نخست در شهر سانتياگو پايتخت شيلي برپاشده بود و پس از مكزيك به كلمبيا ديگر كشور اسپانيايي زبان امريكاي لاتين خواهد رفت.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 10:2 قبل از ظهر  توسط jamshid  | 

به تصاوير زير يه نگاهي بكنيد و به دقت خلقت خداوند يه دست مــريـــزاد جـــانـــانـــه بگيد .


گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 9:50 قبل از ظهر  توسط jamshid  | 

آیا شیطان وجود دارد؟ و آیا خدا شیطان را خلق کرد؟


گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

استاد دانشگاه با این سوال ها شاگردانش را به يك چالش ذهنی کشاند.

آیا خدا هر چیزی که وجود دارد را خلق کرد؟

شاگردی با قاطعیت پاسخ داد:"بله او خلق کرد"

استاد پرسید: "آیا خدا همه چیز را خلق کرد؟"

شاگرد پاسخ داد: "بله, آقا"

استاد گفت: "اگر خدا همه چیز را خلق کرد, پس او شیطان را نیز خلق کرد. چون شیطان نیز وجود دارد و مطابق قانون که کردار ما نمایانگر صفات ماست , خدا نیز شیطان است"

شاگرد آرام نشست و پاسخی نداد. استاد با رضایت از خودش خیال کرد بار دیگر توانست ثابت کند که عقیده به مذهب افسانه و خرافه ای بیش نیست.

شاگرد دیگری دستش را بلند کرد و گفت: "استاد میتوانم از شما سوالی بپرسم؟"

استاد پاسخ داد: "البته"

شاگرد ایستاد و پرسید: "استاد, سرما وجود دارد؟"

استاد پاسخ داد: "این چه سوالی است البته که وجود دارد. آیا تا کنون حسش نکرده ای؟ "

شاگردان به سوال مرد جوان خندیدند.

مرد جوان گفت: "در واقع آقا, سرما وجود ندارد. مطابق قانون فیزیک چیزی که ما از آن به سرما یاد می کنیم در حقیقت نبودن گرماست. هر موجود یا شی را میتوان مطالعه و آزمایش کرد وقتیکه انرژی داشته باشد یا آنرا انتقال دهد. و گرما چیزی است که باعث میشود بدن یا هر شی انرژی را انتقال دهد یا آنرا دارا باشد. صفر مطلق (460- F) نبود کامل گرماست. تمام مواد در این درجه بدون حیات و بازده میشوند. سرما وجود ندارد. این کلمه را بشر برای اینکه از نبودن گرما توصیفی داشته باشد خلق کرد." شاگرد ادامه داد: "استاد تاریکی وجود دارد؟"

استاد پاسخ داد: "البته که وجود دارد"

شاگرد گفت: "دوباره اشتباه کردید آقا! تاریکي هم وجود ندارد. تاریکی در حقیقت نبودن نور است. نور چیزی است که میتوان آنرا مطالعه و آزمایش کرد. اما تاریکی را نمیتوان. در واقع با استفاده از قانون نیوتن میتوان نور را به رنگهای مختلف شکست و طول موج هر رنگ را جداگانه مطالعه کرد. اما شما نمی توانید تاریکی را اندازه بگیرید. یک پرتو بسیار کوچک نور دنیایی از تاریکی را می شکند و آنرا روشن می سازد. شما چطور می توانید تعیین کنید که یک فضای به خصوص چه میزان تاریکی دارد؟ تنها کاری که می کنید این است که میزان وجود نور را در آن فضا اندازه بگیرید. درست است؟ تاریکی واژه ای است که بشر برای توصیف زمانی که نور وجود ندارد بکار ببرد."

در آخر مرد جوان از استاد پرسید: "آقا، شیطان وجود دارد؟"

زیاد مطمئن نبود. استاد پاسخ داد: "البته همانطور که قبلا هم گفتم. ما او را هر روز می بینیم. او هر روز در مثال هایی از رفتارهای غیر انسانی بشر به همنوع خود دیده میشود. او در جنایتها و خشونت های بی شماری که در سراسر دنیا اتفاق می افتد وجود دارد. اینها نمایانگر هیچ چیزی به جز شیطان نیست."

و آن شاگرد پاسخ داد: شیطان وجود ندارد آقا. یا حداقل در نوع خود وجود ندارد. شیطان را به سادگی میتوان نبود خدا دانست. درست مثل تاریکی و سرما. کلمه ای که بشر خلق کرد تا توصیفی از نبود خدا داشته باشد. خدا شیطان را خلق نکرد. شیطان نتیجه آن چیزی است که وقتی بشر عشق به خدا را در قلب خودش حاضر نبیند. مثل سرما که وقتی اثری از گرما نیست خود به خود می آید و تاریکي که در نبود نور می آید.

نام مرد جوان يا آن شاگرد تيز هوش كسي نبود جز ، آلبرت انیشتن !

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 9:40 قبل از ظهر  توسط jamshid  | 

عکس های زیبا از گربه ها

 
Супер подборка котов (32 фото)
Супер подборка котов (32 фото)
Супер подборка котов (32 фото)
Супер подборка котов (32 фото)
Супер подборка котов (32 фото)
Супер подборка котов (32 фото)
Супер подборка котов (32 фото)
Супер подборка котов (32 фото)
Супер подборка котов (32 фото)
Супер подборка котов (32 фото)
Супер подборка котов (32 фото)
Супер подборка котов (32 фото)
Супер подборка котов (32 фото)
Супер подборка котов (32 фото)
Супер подборка котов (32 фото)
Супер подборка котов (32 фото)
Супер подборка котов (32 фото)
Супер подборка котов (32 фото)
Супер подборка котов (32 фото)
Супер подборка котов (32 фото)
Супер подборка котов (32 фото)
Супер подборка котов (32 фото)
Супер подборка котов (32 фото)
Супер подборка котов (32 фото)
Супер подборка котов (32 фото)
Супер подборка котов (32 фото)
Супер подборка котов (32 фото)
Супер подборка котов (32 фото)
Супер подборка котов (32 фото)
Супер подборка котов (32 фото)
Супер подборка котов (32 фото)
Супер подборка котов (32 фото)
+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 6:28 بعد از ظهر  توسط jamshid  | 

عکس های دیدنی از حوادث


Каскадер - опасная профессия (20 фото)

Каскадер - опасная профессия (20 фото)

Каскадер - опасная профессия (20 фото)

Каскадер - опасная профессия (20 фото)

Каскадер - опасная профессия (20 фото)

Каскадер - опасная профессия (20 фото)

Каскадер - опасная профессия (20 фото)

Каскадер - опасная профессия (20 фото)

Каскадер - опасная профессия (20 фото)

Каскадер - опасная профессия (20 фото)

Каскадер - опасная профессия (20 фото)

Каскадер - опасная профессия (20 фото)

Каскадер - опасная профессия (20 фото)

Каскадер - опасная профессия (20 фото)

Каскадер - опасная профессия (20 фото)

Каскадер - опасная профессия (20 фото)

Каскадер - опасная профессия (20 фото)

Каскадер - опасная профессия (20 фото)

Каскадер - опасная профессия (20 фото)

Каскадер - опасная профессия (20 фото)
+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 5:54 بعد از ظهر  توسط jamshid  | 

Ãتکنولوژي روزانه

ماژول امنیتی با قابلیت الگو برداری
از رگ های انسان

LG-Hitachi خبر دادند ماژولی بایو متریک ساخته اند که به سرویس تشخیص الگوی عروق خونی انگشت انسان مجهز است. جالب است که بدانید علاوه بر اثر انگشت هر فرد , ترکیب رگهای انسان و بافت عضلانی زیر پوست نیز از مشخصات منحصر به فرد به شمار می آید. همین مطلب بود که باعث شد عده ای به فکر ساخت ماژولی برای تشخیص هویت افراد بیفتند که کمی متفاوت تر عمل میکند. این ماژول قابل نصب بر روی قفل انواع ماشین ها و منازل می باشد. سیستم آن شبیه به قفل های حساس به اثر انگشت است. کافیست یک بار انگشت خود را بر روی پد مربوطه بگذارید تا الگویی از رگ های انگشت شما برداشته شده و در حافظه این ماژول ذخیره شود. با این طرح حتی اگر  پوست انگشت شما دچار جراحت و یا خراشیدگی شود در عملکرد این ماژول اخلالی وارد نخواهد شد. هنوز از قیمت تمام شده این تکنولوژی خبری در دسترس نیست . LG خبر داد که فعلا در حال تست و آزمایش این طرح در مراکز با تدابیر امنیتی بالا در کره خواهیم بود.
منبع 

روتر بیسیم جدید Linksys
از نوع Dual N-band

اگر مثل من جزو طرفداران شبکه های بیسیم هستید حتما با دیدن این محصول جدید لینکسیس هیجان زده میشوید. روتر جدید مدل WRT610N امکان اتصال در هر دو باند 5 گیگاهرتز و 2.4 گیگاهرتز را همزمان به هم میدهد. و این به این معنی است که کابرانی که از سیستم 802.11N روی باند 5 گیگاهرتز استفاده میکنند میتوانند با کاربرانی که از سیستم 802.11G تماس برقرار کنند بدون اینکه مجبور باشند روی سیستم قدیمی برگردند. ضمن اینکه چون این روتر Dual N band است همزمان دوکاربر N میتوانند از آن استفاده کنند.

فکر میکنم لازم است برای خوانندگانی که آشنایی زیادی با شبکه های بیسیم ندارند این توضیح را بدهم که در حال حاضر اکثر لپ تاپ ها به کارت شبکه بیسیم از نوع 802.11G مجهز هستند که روی باند 2.4 گیگاهرتز کار میکند. و دارای سرعت انتقال اطلاعات حداکثر 54 مگابیت در ثانیه است. این همان شبکه ای است که در حال حاضر به وفور استفاده میشود.

اما نسل بعدی 802.11n است که بر روی باند 5 و 2.4 گیگاهرتز کارمیکند و علاوه بر برد بیشتر دارای حداکثر سرعت انتقال 300 مگابیت در ثانیه است. اگر به تازگی لپ تاپ جدیدی خریده باشید متوجه خواهید شد که مدل های جدید از استاندارد 802.11n هم پشتیبانی میکنند. این نکته را به یاد داشته باشید که اگر قصد خرید لپ تاپ دارید دقت کنید که آیا کارت شبکه بیسیم لپ تاپ از استاندارد 802.11n پشتیبانی میکند یا خیر. بگذریم.

Linksys که زیر مجموعه ای از شرکت سیسکو است اعلام کرده که قیمت این Router 199 دلار است. در عین حال سایت آمازون قیمت آن را 149 دلار اعلام کرده که بسیار جالب توجه به نظر میرسد. با کاهش قیمت تجهیزات استاندارد 802.11n به نظر میرسد که باید با 802.11g خداحافظی کنیم. من هم فکر میکنم که کم کم باید لپ تاپم رو بندازم دور.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 5:52 بعد از ظهر  توسط jamshid  | 

اصطلاحات روزمره انگلیسی - 21

HANG ON
ثابت قدم ماندن
You need to hang on if you want the business to succeed.


SHAPE UP OR SHIP OUT
درست رفتار كن يا بزن به چاك
He always went to his work late, at last his boss told him to shape up or ship out.


BARK WORSE THAN ONE'S BITE
به اندازه اي كه نشون ميده بد نيست
Our boss is so strike and everyone is scared of him but all know that his bark worse than his bite.


SNOW JOB
بازار گرمي. زبان بازي
That car dealer did a snow job on me by selling me a car that was a piece of junk.


SHOOT FROM THE HIP
نسنجيده حرف زدن. نسنجيده عمل كردن
Don't pay any attention to my brother. It's just his nature to shoot from the hip.


SHOOT OFF ONE'S MOUTH
دهن لقي كردن. قپي اومدن. لاف زدن
Stop shooting off your mouth! You could cause a lot of trouble.


Like a fish out of water.
PUT ONE'S MONEY WHERE ONE'S MOUTH IS
به قول خود وفا كردن


She at last could get the A in her exams, how about putting your money where your mouth is?
ALL EARS
سراپا گوش بودن
Well, tell me the story. I'm all ears!


ALL WET
كورخواندن. سخت در اشتباه بودن
If you think you can change my mind about marriage, you're all wet.


AS COOL AS A CUCUMBER
خونسرد. آرام. بيخيال
A wheel comes off his car but he was as cool as a cucumber.


AS LIKE AS TWO PEAS IN A POD
مثل سيبي كه از وسط نصف كرده باشند. كاملا شبيه هم بودن
The two sisters are as like as two peas in a pod

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 5:50 بعد از ظهر  توسط jamshid  | 

مطالب قدیمی‌تر