تبليغاتX
سیستان اکتیو

سیستان اکتیو

جدیدترین مطالب و عکس های روز دنیا

شعبه برنامه نود در اروپا!

tars22.jpg

منبع : روزنامه گل                                                                                                        

 

منيعي: قلعه نویی لولو خرخره نيست كه از او بترسيم.

جي.كي.روليك: اگر كتابهاي مرا خوانده باشيد متوجه مي‌شويد لولو خرخره نه تنها ترس ندارد بلكه بچه‌ها هم عاشقش هستند!

 

نيكبخت: به خاطر پرسپوليس لاغر شدم.

صاحب یک مؤسسه لاغري: اي آقا! بعضي از اين باشگاههاي فوتبال ، ساير ورزش‌ها را كه زير سايه برده‌اند هيچي، نان ما را هم آجر مي‌كنند!



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت 10:7 قبل از ظهر  توسط jamshid  | 

چگونه یک همسر نمونه شویم ؟!

وقتی مطلب آموزش کلاسهای زن ذلیلی رو گذاشتم آقایون اعتراض کردند که چرا همش به آقایون .......

منم گفتم تو این پست با خانومها شوخی کنم که مساوی بشند!!!

تو این مطلب چند توصیه برای همسر نمونه شدن دارم که به ترتیب فهرستشون می کنم. اگه خانومها اینجوری باشند آمار ازدواج بالا می ره!!! البته در آخر هم چند روش برا خنثی سازی این توصیه ها گفتم که خانومها دلگیر نشن !!

 - اگر شوهرتان شبها دیر به منزل می آید، لابد کار دارد که دیر می آید! اگر شما بیرون کار می کردید که ممکن بود اصلاً همان آخر شب هم به منزل نیائید!!

- اگر آقایتان انتظار دارد وقتی به منزل می آید برای او چای بیاورید، بدون حرف اضافی این کار را انجام دهید، وگرنه ممکن است روح لطیفش جریحه دار شود.

  اگر آقایتان اجازه نمی دهد هر کجا که می خواهید بروید، خدا را شکر کنید که اجازه می دهد نفس بکشید!!

 - اگر آقایتان به شما خرجی نمی دهد، لابد خرجهای مهمتر از منزل دارد، جیکتان هم در نیاید!!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 11:18 قبل از ظهر  توسط jamshid  | 

چرا دختر...!؟

بعد از مدتها یه مطلب انتی دختر (ضعیفه)


چرا دخترها هزار جور بزک دوزک میکنند؟

چون میدانند با اون قیافه هیچکس نمیاد سراغشون !

 

چرا دخترها میرن بدن سازی؟

چون با اون هیکل های ناقص کسی سراغشون نمیاد !

 

چرا دخترها هیشه به ایفون و در نگاه میکنند؟

چون همیشه منتظر خواستگارن !


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388ساعت 4:51 بعد از ظهر  توسط jamshid  | 

بیچاره فوتبال!

kafashian7645667.jpg 

گلش پرپر، دو کفشش پاره فوتبال              عجب وضعش فلاکت باره فوتبال
 
شبیه رینگ بوکسه بی تعـــــارف                که بعضاً عرصـــه‌ی پیکاره فوتبال
 
هِدش تو صورت و تکلش رو ساقه               پر از کارت و پر از اخطاره فوتبال
 
به یمن ماهواره از ســــــر شب                 الی صبح سحــــــــر بیداره فوتبال

سر ظهری کمی می خواد بخوابه               که گیج از صوت نا هنجاره فوتبال

از این غوغای تانک و توپ و.. غیره!               نوار چرتهـــــــــــایش پاره فوتبال

تو گوشِت پنبه کن مشدی که امروز            پر از فحش و پر از لیچاره فوتبال
 
همش گل می کنن، انگاری شوتن              چــه مسئولان توپی داره فوتبال

مدیریت که کشکی شد عزیزم                    بکش آه و بگو : بیچـــــاره فوتبال 

به روی سایتهـــــــا نا غافل آمد                 که:" شد افشین قطبی سرمربی"

از این کفاشیان ســـــــر در نیارم                   زهی فدراسیون! سبحــــان ربّی!
                                    

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت 12:23 بعد از ظهر  توسط jamshid  | 

انواع داماد!!

1- داماد خَچَل : سن بين 15 تا 19 سال ،خام و نپخته ، سرد وگرم نچشيده، جسارت بسيار ، حماقت فراوان ، زود پشيمون ،زود رنج ، قرباني عواطف زودگذر يا مبادلات خانوادگي ، بچه اش از خودش بزرگتر !

2- داماد مَچَل : سن بين 19تا25سال ، ژيگولي ، دانشجو ، سرباز ، رفيق باز، وابسته به پول بابائي ، بيکار ، آينده دار، توي هر دامي که براش پهن کنن تلپي ميفته ، کيس مناسبي براي تور شدن ،کم ظرفيت ، يکي ميزنه يکي ميخوره !

3- . داماد هَچَل : سن بين 25 تا 29سال ، رسيده ، حاضر آماده ، داراي کار و بار، فارغ التحصيل ،با کارت پايان خدمت ، داراي شکستهاي عشقي فراوان، بسيار با تجربه ، دم به هرتله اي نميده ، عصا قورت داده ، کمي کج و معوج، پراز قرشمه ، به کمتر از زتا جونز و جولي رضايت نميده !

4- داماد کَچَل: سن بين 30 تا 37 سال ، گرفتار ، ، درگير، پرکار ،پرخور، همچنان پرشور، نقل ونبات ، گوله نمک ،فوران احساسات ، راضي به رضاي خدا، دنبال زنان بيوه کم سن وسال ، مسئوليت پذير ، درپي رفاه خانواده ، داراي کار وبار و خانه، قسمت هرکي بشه مبارکه !!!

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت 11:28 قبل از ظهر  توسط jamshid  | 

تخم مرغ در اینترویو Interview

تخم مرغی رفته بود اینترویو 
تا مگر کوکو شود یا نیمرو 

تخم مرغی بود با شور و امید 
خواست تا مرغانه ای باشد مفید 

فرم استخدام را پر کرده بود 
عکس هم همراه خود آورده بود 

توی مطبخ از برای شرح حال 
پشت هم کردند هی از او سوال: 

- کیستی تو، از کدامین لانه ای؟ 
- بوده ای قبلاً در آشپزخانه ای؟ 

- کی ز پشت مرغ افتادی برون؟ 
- توی ماهیتابه بودی تاکنون؟ 

- تجربه داری و فرزی در عمل 
- جای دیگر کار کردی فی المثل؟ 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت 11:6 قبل از ظهر  توسط jamshid  | 

چند کاریکلماتور

من تو را به اندازه یونجه دوست دارم. امضاء : گاو
در ویترین پنجره کشتی، دریا را می فروشند.
باران، گریه آسمان است به حال ما !
آزادی : میدان بزرگی در پایتخت این سامان است !
گلهای پیراهن مادرم ، بوی بهشت میدهند.
همای سعادت که از روی شانه اش برخاست ، تنها یک فضله بر جای ماند.
غرش رعد، آسمان را به حقارت می کشاند.
با خون خود نوشتم: "من یک خودکار قرمزم".ء

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت 9:59 قبل از ظهر  توسط jamshid  | 

عشق دستمال کاغذی به اشک !

دستمال کاغذی به اشک گفت: 

قطره قطره‌ات طلاست 

یک کم از طلای خود حراج می‌کنی؟ 

عاشقم !

با من ازدواج می‌کنی؟ 

اشک گفت: 

ازدواج اشک و دستمالِ کاغذی! 

تو چقدر ساده‌ای 

خوش خیال کاغذی! 

توی ازدواج ما 

تو مچاله می‌شوی 

چرک می‌شوی و تکه‌ای زباله می‌شوی 

پس برو و بی‌خیال باش 

عاشقی کجاست! 

تو فقط 

دستمال باش! 

دستمال کاغذی، دلش شکست 

گوشه‌ای کنار جعبه‌اش نشست 

گریه کرد و گریه کرد و گریه کرد 

در تن سفید و نازکش دوید 

خونِ درد 

آخرش، دستمال کاغذی مچاله شد 

مثل تکه‌ای زباله شد 

او ولی شبیه دیگران نشد 

چرک و زشت مثل این و آن نشد 

رفت اگرچه توی سطل آشغال 

پاک بود و عاشق و زلال 

او با تمام دستمال‌های کاغذی فرق داشت 

چون که در میان قلب خود 

دانه‌های اشک کاشت.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388ساعت 9:10 قبل از ظهر  توسط jamshid  | 

تو هم جزو این ها هستی؟

بعضی‌ها شعرشان سپید است، دلشان سیاه،

بعضی‌ها شعرشان كهنه است، فكرشان نو،

بعضی‌ها شعرشان نو است، فكرشان كهنه،

بعضی‌ها یك عمر زندگی می‌كنند برای رسیدن به زندگی،

بعضی‌ها زمین‌ها را از خدا مجانی می‌گیرند و به بندگان خدا گران می‌فروشند.

بعضی‌ها حمال كتابند،

بعضی‌ها بقال كتابند،

بعضی‌ها انبارداركتابند،

بعضی‌ها كلكسیونر كتابند


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388ساعت 9:9 قبل از ظهر  توسط jamshid  | 

چرا میگن بچه ننه، نمیگن بچه بابا

مامان 
- بعله ؟ 
- من می خوام به دنیا بیام ... 
- باشه . 
- مامان 
- بعله ؟ 
- من شیر می خوام 
- باشه 
- مامان 
- بعله ؟ 
- من جیش دارم 
- خب 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت 12:34 بعد از ظهر  توسط jamshid  | 

طنز « 90» سیاسی

مجري: باعرض سلام. خیلی، خیلی خوشحالیم که در خدمت شما هستیم. ما امروز به دلیل حساسیت رقابت‌های سیاسی در روزی غیر از دوشنبه خدمت شما هستیم. ما امروز یک میهمان عزیز در برنامه داریم. جناب آقای غلامحسین کرباسچی، معروف به امیرکبیر ثانی. خیلی خوش آمدید به برنامه ما.

کرباسچی: به نام یزدان بخشاینده. من هم خدمت همه مردم ایران سلام عرض می‌کنم.

مجری: خب، ما هفته پیش پرسیده بودیم که آیا فشارهای سیاسی کروبی را از شرکت در انتخابات منصرف می‌کند یا نه؟ که مردم 100 درصد جواب نه دادند. در این مسابقه 300 میلیون و 912 هزار نفر شرکت کرده بودند که در نوع خودش بی‌سابقه بود. واقعا زبان ما قاصر است که از شما حامیان اصلی برنامه 90 سیاسی تشکر کنیم. خب، جناب کرباسچی از بین یک تا 200 میلیون؟

کرباسچی: 300 میلیون و...

مجری: از بین یک تا 200 میلیون!

کرباسچی: همان یک.

مجری: 0912 آخرش 3652.

خب، جناب کرباسچی شما قبلا گفته بودید که حتی اگر لازم باشد کفش آقای کروبی را هم واکس خواهید زد.

کرباسچی: من این را نگفتم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم فروردین 1388ساعت 7:26 بعد از ظهر  توسط jamshid  | 

جوک های بامزه

اصفهانیه می خواسته خودکشی کنه، دو تا قرص آسپرین می خوره!


دیوانه اولی: من وقتی رو کله ام وامیستم خون توی سرم جمع میشه، ولی وقتی روی پاهام وامیستم، خون تو پاهم جمع نمی شه، می دونی چرا اینجوریه؟

دیوانه دومی: خوب معلومه، چون پاهات مثل کله ات تو خالی نیستند!!!


ترکه می ره نون سنگک بگیره، نانوا می گه: اینجا چیکار می کنی؟

ترکه می گه: تو ترکم!


بچه از باباش می پرسه: بابا! تو بهشت زنها از شوهراشون جدا زندگی می کنند یا با هم هستن؟

باباهه می گه: بچه جون! اگه زنها با شوهراشون یک جا باشن که اونجا دیگه بهشت نمی شه!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388ساعت 9:41 قبل از ظهر  توسط jamshid  | 

همه زنان رئیس‌جمهور

داشتم درباره توزیع مشکوک سیب‌زمینی می‌نوشتم. تیتر هم زده بودم «رأی در برابر غذا» که دوستان تحریریه گفتند مدیرعامل بانک ملی عوض شد،داشتم می‌نوشتم اگر بناست رأی بیاورید شاید مجبور شوید «ملت» را عوض کنید که بحث پا درهوایی پرونده شهرام جزایری را یکی از دوستان مطرح کرد.تصمیم گرفتم موضوع «شهلا» و حکم اعدام آن بنده خدا را با جزایری ادغام کنم و بنویسم ماجراهای پرونده‌های شهلا و شهرام که لااقل تیترش خواننده بیاورد که دوستان تحریریه گفتند علی‌الظاهر مرعشی به ستاد کروبی پیوسته.
خواستم بنویسم با این حساب یک رأی دیگر به آرای کروبی اضافه شد که دوستان سرویس اقتصاد بحث فاز 9 و 10 پارس جنوبی و افتتاح با تأخیر آن و راه‌اندازی نشدن آن را مطرح کردند.خواستم در باب اهمیت افتتاح در ماه‌های آخر ریاست جمهوری بنویسم و هاشمی را مثال بزنم که بحث براندازی هلندی مطرح شد.خواستم انواع براندازی اعم از هلندی،خاکستری،نارنجی،شبرنگ،نرم،لطیف،جادار،مطمئن وبقیه را بررسی کنم که دوستان پرینت صحبت‌های «کدخدایی» سخنگوی شورای نگهبان را به دستم دادند.خداوکیلی آخه اینم شد وضع؟! لذا ازهمه سیاستمردان فعال تقاضا می‌کنیم ده دقیقه استراحت کنند،بلکه سوژه تازه‌ای از راه نرسد تا بتوانم به سلامت همین سوژه آخر را بنویسم.تو رو خدا یه کم آرومتر سوژه تولید کنید.آخه مگه من چقدر حقوق می‌گیرم؟!
سخنگوی شورای نگهبان درباره این که دو نفر از خانم‌ها نیز برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری اعلام کاندیداتوری کرده‌اند،با این حساب تکلیف چیست گفته:در گذشته نیز بانوان ثبت‌نام می‌کردند و هیچ منع قانونی برای ثبت‌نام وجود ندارد.با این حساب گویا بالاخره تکلیف روشن شده که «رجل» مرد به حساب می‌آید یا نه.چون چند سالی است که در باب رجل مباحث فراوانی مطرح می‌شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت 11:14 قبل از ظهر  توسط jamshid  | 

ماجرای زن گرفتن کره خر


کـــره ای گــفــت بـــه بابای خرش// پــــدر از هـــمـــه جــا بـی خبرش 
وقـــت آن اســــت بــــرای پســرت// ایـــــن الاغ نـــــــرّه ی کــــره خــرت 
مــاده ای خـــوشگـل و زیـبا گیری// تـــو کــه هر روز به صحرا میری 
وقـــت آن اســت کـه زن دار شـوم// ورنـــه از بـــی زنـــی بــیمار شوم 
پـــدرش گــفــت کــه ای کـره خَرَم// ای عــزیـــز دل بـــابــــا ، پــســرم 
تـــو کـــه در چــنــتــه نداری آهی// نـــه طــویـــلــه ، نه جُلی نه کاهی 
تـــو کـــه جــز خـوردن مال پدرت// پـــــــدر نـــــــرهّ خـــــر دربــــدرت 
هـــیـــچ کـــار دگــری نیست تورا// یک جو از عقل به سر نیست تورا 
به چه جرأت تو زمـن زن طـلــبی// بـــاورم نـیــست کـــه ایـنقدر جَلبَی 
بـــایـــد اول تـــو بــگـیـری کاری// بــهـــر مــــردم بــبـــری تــو باری 
بعـد از آن یک دو تا پالان بخـری// بـهــر آن کُــرّه خـــوشگـــل بـبـری 
یک طــویــلـه بکنی رهن و اجار// تــا کــه راضــی شــود از تو آن یار 
بـعــد بـایــد بـخری رخت عروس// بـهـر آن مـاده خــر خـوب و ملوس 
جُـــلـی از جــنـــس کــتـــان اعلا// روی جُـــل نـقــش و نـگـاری زیـبـا 
بــعـــد بـــایـــد بـــکـــنی گلکاری// بــهــر مــاشـیـن عروس یـک گاری 
وقــتی ایـــنـهــا بـــشـــود آمــاده// بــعـــد از ایـــن زنـــدگــیـــّت آغـازه 
می بــری مـــاده خــرت را حجله // بــا تـــأنــی نَـکــه بـــا ایـــن عـجـله 
بــشـنــو ایــن پــنــد زبابای خرت// پــــــدر بـــــا ادب و بــــا هــــنـــرت 
تــا کـــه اســبــاب مــهــیــا نشود// موسم عــقــد تــو بــر پا نشود 
پــس از امــروز بــرو بر سرِ کار// تــا نـــهـــنـــد آدمـــیـــان پــشتت بار


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت 12:43 بعد از ظهر  توسط jamshid  | 

یه خورده جوک مخصوص جوان ها

در راستای اسلامی کردن نام شهرها ، نام شهر سوسنگرد به فاطمه توپول تغییر یافت .
بعد از سونوگرافی به لره میگن : بچه ات پسره ، لره میگه : تو رو خدا اسمش چیه ؟
آیا میدانید بزبز قندی اولین بز دیابتی تاریخ است؟
8فحش ترکها :
1-از جلوی چشمام خفه شو
2-فکر کردی فقط خودت خری
3-کسی با تو زِرِ نزد .
4-صداتو واسه من داد نزن .
5-دستت بشکنه از زا نو .
6-با من حرف میزنی دهنتو ببند .
7-خودت گیر عجب آدم خری افتادی .
8-خودم دست دارم ، جوا بشو میدم .
لره یه بطری آب معدنی میخره یه کمی ازش میخوره ، به زنش میگه : زن یه خورده آب بیار بریزیم توش خیلی غلیظه !!
وصیت نامه لره :
من تمام نمازهایم را خواندم فقط برایم چهل سال وضو بگیرید !!!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت 10:21 قبل از ظهر  توسط jamshid  | 

موضوع انشا: خارجی ها

پدرم همیشه می‌گوید "این خارجی‌ها که الکی خارجی نشده‌اند، خیلی کارشان درست بوده که توی خارج راهشان داده‌اند" البته من هم می‌خواهم درسم رابخوانم؛ پیشرفت کنم؛ سیکلم را بگیرم و بعد به خارج بروم. ایران با خارج خیلی فرغ دارد. خارج خیلی بزرگتر است. من خیلی چیزها راجب به خارج می‌دانم.


تازه دایی دختر عمه‌ی پسر همسایه‌مان در آمریکا زندگی می‌کند. برای همین هم پسر همسایه‌مان آمریکا را مثل کف دستش می‌شناسد. او می‌گوید "در خارج آدم‌های قوی کشور را اداره می‌کنند"

مثلن همین "آرنولد" که رعیس کالیفرنیا شده است. ما خودمان در یک فیلم دیدیم که چطوری یک نفره زد چند نفر را لت و پار کرد و بعد... البته آن قسمت‌های بی‌تربیتی فیلم را ندیدیم اما دیدیم که چقدر زورش زیاد است، بازو دارد این هوا. اما در ایران هر آدم لاغر مردنی را می گذارند مدیر بشود. خارجی‌ها خیلی پر زور هستند و همه‌شان بادی میل دینگ کار می‌کنند. همین برج‌هایی که دارند نشان می‌دهد که کارگرهایشان چقدر قوی هستند و آجر را تا کجا پرت کرده‌اند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم فروردین 1388ساعت 9:52 قبل از ظهر  توسط jamshid  | 

پیامک سرکاری دو نصف شب به بعد...

ببین یکی میخواست از خواب بیدارت کنه من نذاشتم
کار خوبی کردم؟
…………………………………………�€ �…………….
ببین عزیز دلم پاشو………..
اگه پا نشی قهر میکنما………….
خب دلم برات تنگ شده…………
جون من پاشو…………
پاشدی………….
افرین عزیزم…………
حالا که پاشدی ماچم کن بگیر بخواب!
…………………………………………�€ �…………….

یه سوال: اگه نصف شبی اس ام اس سرکاری بدم بیدارت کنم چی کار می کنی؟
…………………………………………�€ �…………….

می دونم خوابی عزیزم. ولی من از دوری و دلتنگی تو خوابم نمی بره، مطمئنم اگه می دونستی من به خاطر تو نخوابیدم تو هم نمی خوابیدی
…………………………………………�€ �…………….
امیدوارم که خواب نبوده باشی چون با این اس ام اس بیدار می شدی!!
…………………………………………�€ �…………….


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم فروردین 1388ساعت 11:55 قبل از ظهر  توسط jamshid  | 

50 سال بعد ، خبر ساعت 20:30 ......


 قیمت هر سکه طلا امروز در بازار با 60 میلیون تومان کاهش به یک میلیارد و چهل میلیون تومان رسید. 

* ایران خودرو: هفتاد و نهمین مدل پژو با نام پژو XD-870-PL Q آماده عرضه به بازار است که نسبت به مدل قبلی تحول زیادی داشته. طول آنتن آن 10 سانتی متر افزایش داشته چراغ ترمز آن هم پررنگتر شده و فقط 45 میلیون تومان گران تر است. 

* با مسدود شدن سایت قرآن دات کام تعداد سایتهایی که هنوز فیل .. تر نشده اند به سه عدد رسید. 

* برای اولین بار ایران به دور دوم مسابقات جام جهانی راه یافت. علی دایی: هلوز قثد ندالم که از دنیای فوتبال خداحافثی کنم و شلایط خوبی بل تیم ملی حاکم اثت ...... به قولی...... 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387ساعت 9:23 قبل از ظهر  توسط jamshid  | 

جوک های بامزه

از حیف نون پرسیدند رحلت چیست؟ گفت خیلی خطرناکه! امام خمینی گرفت، مُرد!

فرستنده: یلدا


حیف نون پول نداشته دماغش رو عمل کنه، سر دماغش رو می گیره بالا، بهش تافت می زنه!

تو مراسم ختم یه بنده خدایی می گن: مرحوم وصیت کرده سیاه نپوشین. یکی داد می زنه: مرحوم غلط کرده! ما به احترامش می پوشیم!

حیف نون داشته توالت می ساخته، آجر کم میاره open می سازه!

حیف نون داشته تلویزیون فیلم تماشا می کرده، وسط فیلم چند بار پیام های بازرگانی پخش می شه. حیف نون می گه: حالا اینقدر پیام بازرگانی نشون می ده تا فیلم تموم شه!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم اسفند 1387ساعت 9:43 قبل از ظهر  توسط jamshid  | 

شوخی با خاتمی

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم اسفند 1387ساعت 10:42 قبل از ظهر  توسط jamshid  | 

حرفهاي زن و مردها در مواقع مختلف زندگي

 

سالگرد ازدواجزن :عزیزم امید وارم همیشه عاشق بمانیم وشمع زندگیمان نورانی باشد.

 

 مرد: عزیزم کی نوبت کیک می شه؟
 
روز زن

زن : عزیزم مهم نیست هیچ هدیه ای برام نخریدی یک بوس کافیه

مرد: خوشحالم تو رو انتخاب کردم اشپزی تو عالیه عزیزم (شام چی داریم؟)
 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم اسفند 1387ساعت 9:23 قبل از ظهر  توسط jamshid  | 

کاریکاتور ها زیبا از آشنایی تا ازدواج

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت 10:11 قبل از ظهر  توسط jamshid  | 

24 ساعت از زندگی پسرا!؟


8 صبح: تو رخت خواب…..yawn

9 صبح: یکم وول میخوره  یه لنگه از پاشو از زیر پتو میده بیرون کفش های مارک دارش هنوز پاشه از پارتی دیشب اومده زحمت در آوردنشم نکشیده….:6qwup3:

10 صبح: مامان در و باز میکنه میبینه پسرش خوابه(الهی مادر فدات شه بچه ام تا صبح خونه دوستش کارای پایان نامه اش رو میدیده گناه داره صداش نکنم یکم دیگه بخوابه!)praying

11 صبح : از جا میپره سمت دستشویی………….(اگه نه که باز خوابه)not worthy

12 صبح یا ظهر: موبایلشو میبینه 99 تا میس کال  199 تا اس ام اس سرش گیج میره سونیا - رزا- سارا-بهناز -نازی-ژیلا- الناز- بیتا و………اقدس و شوکت هم آخریاشن اوه باز زنگ میخوره؟ سایلنت بهترین راه حله!:261:

میشه یه ساعت دیگه هم خوابید!

1 ظهر: مامان اومد دم در باز خوابه؟ پسر گلم  علی جان بیدار شو مادر لنگه ظهر پاشو ضعف می کنیا! خوشگلم مامانت قوربونه ابروهای شمشیریت بره ….علی جاااااان عللللللللللللی (پتو رو میکشه)….ا…مامان!! بزار بخوابم  پاشو دیگه پرتش میکنه:32:

2 ظهر:ماماااااااااااااان …..ناهار:*:84:*:

3 ظهر:مامااااان جورابام کو؟oh go on

4عصر: مامااااااااااان ….سوییچ؟؟hee hee

5 عصر: اولین اتو…(مسافرکشی صلواتی پسرا بیشتر برا ثوابش این عمل انسان دوستانه رو انجام میدن):2:

6 عصر:به دستور مامان میره دنبال آبجی کوچیکه کلاس زبان البته این کار هم فقط از روی علاقه به خواهر انجام میده نه برای دید زنی چشم ها مثل چراغ پلیس میگرده که کسی از قلم نیوفته البته این کار هم برای نظارت وحس انسان دوستی انجام میده و فقط کافیه یک پسر 10 ساله بیاد بیرون از کلاس خواهر پشت کنکوریشو خفه میکنه که ..آره کلاس مختلطه تو هم این همه کلاس حتما باید بیای اینجا! حالا باشه خونه حسابتو میرسم به لیدا بگو بیاد برسونیمش دیر وقته زشته..(داداش آخه اون که خونه اش 2ساعت با ما فاصله است….امان از این خواهر ها که درد برادراشونو نمی فهمن نمی دونن برادر ضون بیچاره کمک و امداد…):31:

7 عصر: لیدا خانم شما تشنه تون نیست آبجی؟ تو چی؟ با یه آب زرشک چطورین؟
(زود خودش میخوره دوتا هم میاره میده به خواهرش و لیدا جون سریع راه میوفته یه ترمز شدید که لیدا جان نیازمند به دستمال کاغذی علی آقا هم که نقشه اش گرفت دستمال حاوی شماره موبایل رو تقدیم میکنه ….)با یه عالمه شرمندگی لیدا که خشکش زده ترجیح میده با مانتوش پاک کنه …
:pinkglassesf:

8 غروب: دم خونه لیدا و لحظه فراق ….چه زود دیر می شود….!!!:44:

9 شب: آقا این خانم برسونین به این آدرس با آژانس خواهرو پیچوند…..:41:

10شب: یه مهمونی کوچیک طرفای کامرانیه حیلی خلوت فقط از دور شبیه تظاهرات میمونه…hee hee

2شب:مادر کجا بودی؟ دلم هزار راه رفت …. چقدر برای پایان نامه ات زحمت میکشی دیگه جون نمونده برات بیا یه لقمه غذا بخور جون بگیری؟ نه مامان خسته ام با لباس تو رختخواب ولو میشه (مادر: الهی مادرت بمیره باز بی غذا خوابید خدا لعنت کنه هر چی دانشگاه بچه های مردم اسیرن برا یه درس هر شب تحقیق!!!)drooling

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم اسفند 1387ساعت 11:56 قبل از ظهر  توسط jamshid  | 

<< اگر یه نفر آتش بگیره جی کار می کنی؟ >>

در راه رضای خدا نجاتش میدم larger005.gif

آخه من چه گناهی كردم كه هرجا میرم اینم میاد Bow Down Before You 

 

نجاتش میدم بعدا ممكنه مزدوج بشیم    121fs725372.gif

 

بی تو بسر نمی شود... دستاشو می گیرم با هم بسوزیم Vishenka_03.gif

طاقت بیار تو می تونی.... تشویقش می كنم تحمل كنه   Shocked

در غم از دست دادنش گریه می كنم  Crying 1

 

 

براش جوك میگم  لحظه های آخر عمرش شاد باشه gigglesmile.gif greenstars.gif

 

میرم دنبال مقدمات مراسم حلواخورونش 91.gif

در غم از دست دادنش با برو بكس  کلوب پارتی میگیریمza2.gif

 

عجب سوژه ای... ازش فیلم میگیرم واسه بلوتوث 4chsmu1.gif  

 

تحمل كنی 3 سوته برگشتم با كمك  Whoa 

نمی دونم چی كار كنم 000201C5.gif

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم اسفند 1387ساعت 10:18 قبل از ظهر  توسط jamshid  | 

آموزش تقلید صدای کامران نجف زاده

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم اسفند 1387ساعت 1:15 بعد از ظهر  توسط jamshid  | 

کاري که وقتي اينترنت قطع ميشه میتوان انجام داد! (طنز)


1 - فيلم ببينيد
2- اتاقتون رو تميز کنيد
3- مجموعه1 هزار عکسي رو که داريد اسم هاشون رو عوض کنيد و مرتب کنيد
4- هارد کامپيوتر رو ديفرگ کنيد
5- مين روب بازي کنيد
6- دفتر تلفن تون رو مرتب کنيد
7-هشت ليوان آب بخوريد
9- ياد بگيريد چطوري ميشه رقصيد
10 - يک کتاب بخونيد
11- يک زنگي به دوستاي قديمي بزنيد
12- مانيتورتون رو تميز کنيد
13- از 1تا1 ميليون بشماريد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سوم اسفند 1387ساعت 12:20 بعد از ظهر  توسط jamshid  | 

دوست داشتنهاي الكي

ديگه داشتم پير ميشدم همه بهم ميگفتن كي ميخواي زن بگيري داري به 30 سال ميرسي بابا دست به كار شو ولي من كه دردم بي پولي بود جرات ازدواج كردن رو نداشتم مونده بودم معطل كه چيكار كنم آخر سر به توصيه يه كارشناس رفتم بالاي شهر. با يه تيپ خوب وموهاي روغن زده براي ابراز عشق به يه دختر پول دار البته شخصا'' از اين كار خوشم نميومد ولي چاره اي نبود
زياد معطل نشدم سوژه موردنظر رو پيدا كردم دختري بودخوش لباس و ظاهري آراسته رفتم جلو و با متانت خاصي سلام كردم و گفتم عذر ميخوام من تازه از خارج آمدم و خيابونها رو بلد نيستم ميتونم ازشما كمك بگيرم اونم از خدا خواسته با لبخند رضايت خودشو تاييد كرد و به همين سادگي دوستي ما آغاز شد و كار به عشق و علاقه هاي رمانتيك كشيده شد 
اون از دارايي هاي پدرش تعريف ميكردو من از ثروت بيشماري كه در خارج داشتيم ميگفتم بعداز يك ماه بهش گفتم من ميخوام از تو خواستگاري كنم دل تو دلش نبود من كه فكر ميكردم بدجوري عاشقم شده و اگه حقيقت رو بهش بگم جا نميزنه بهش گفتم من يه رازي دارم كه بايد بهت بگم اونم گفت بگو ولي من هم ميخوام يه چيزي بهت بگم گفتم چيه اول تو بگو در كمال ناباوري گفت من دختري هستم از طبقه پايين جامعه و بهمين خاطر تصميم گرفتم خودمو دختري پول دار جا بزنم!!! من كه بد جوري رو دست خورده بودم مونده بودم گريه كنم يا بخندم!!! وقتي راز منو شنيد اين آدماي فلفل خورده شده بود

+ نوشته شده در  شنبه سوم اسفند 1387ساعت 9:34 قبل از ظهر  توسط jamshid  | 

شباهت و عشق!!

دختر : سلام آقا ، ببخشید قیمت این مانتو چنده ؟فروشنده : سلام خانوم ، قابلی نداره ، ای وای ! چقدر قیافه شما برام آشناست ! من قبلا شما رو جایی ندیدم ؟!دختر : فکر نمی کنم !فروشنده : چرا من مطمئنم که شما رو قبلا یه جایی دیدم ! شما بازیگر نیستید ؟!دختر : نخیر ، من ۲۰ سالمه و دانشجو هستم ! فروشنده : نمی دونم شاید شما رو با نیکول کیدمن یا جنیفر لوپز یا آنجلینا جولی و شایدم مهناز افشار اشتباه گرفتم !دختر : جدا ؟! البته دوستام هم بهم می گن که خیلی شبیه اینایی که شما گفتید هستم ! به نظر من شما هم نیم رختون کپی غلامرضا گلزاره ! راستی شما هم مثل من مجردید ؟!!!فروشنده : آره ، چطور مگه ؟!دختر : هیچی ، همینجوری پرسیدم !!!فروشنده : ولی من هنوزم مطمئنم که شما رو یه جایی دیدم ! آها شاید شما رو با یکی از شخصیت های کارتونی اشتباه گرفتم مثل سیندرلا یا سفید برفی و یا زیبای خفته !!!دختر : شما خیلی نسبت به من لطف دارید ! من منظور شما رو از این سوالات فهمیدم ! بهتر نیست با پدر و مادرتون هم در اینباره صحبت کنید ؟! بالاخره هر چیزی یه آداب و رسومی داره ! فروشنده : در چه موردی باید با پدر و مادرم صحبت کنم ؟!دختر : وای چقدر شما خجالتی هستید ! خوب درباره همین موضوع که امروز من رو دیدید و مثل اینه که بالاخره نیمه گمشدتون رو پیدا کردین و انگار که از سالها قبل من رو می شناسید !فروشنده : من کی گفتم که شما رو از سالها قبل میشناسم ؟! من همین چند روز پیش شما رو دیدم !
آها ، حالا یادم اومد ، بالاخره یادم اومد که شما رو کجا دیدم ! چند روز پیش که مادرم داشت آلبوم عکس های قدیمیش رو بهم نشون می داد ، قیافه مادر بزرگ خدا بیامرزم قبل از اینکه در سن ۷۰ سالگی دماغش رو عمل کنه ، کاملا شبیه شما بود ! خدابیامرز رو بیهوشش کردن که دماغش رو عمل کنن ولی بعد از عمل دیگه بهوش نیومد ! انگار عمرش به دنیا نبود !
دختر : [ بیب ! ] ، [ بیب ! ] ، [ بیب ! ] ( حرف های بی تربیتی ! ) ، شماها همتون مثل همید !

+ نوشته شده در  جمعه دوم اسفند 1387ساعت 5:1 بعد از ظهر  توسط jamshid  | 

روش های درس خواندن پسر ها و دختر ها (طنز)

دخترها: بعضي از اونا واقاً مي خونند حالا چي مي خونند خدا ميدونه ولي واسه اينكه تابستون راحت باشن و به بهانه كلاس سنتور , نقاشي , و با دوست پسر عزيزش برن عشق صفا به دليل مسايل غير اخلاقي ادامشو نمي نويسم وقتي ميرن سر كتاب تا يكي دو ساعت ديگه كلشونو از كتاب بر نمي دارند . عادت دارند زير مطالب كتاب خط بكشند كه بعدا بخونند بعضي هاشون هم كه مثلا درس مي خونند كتاب جلوشونه چشمشون هم روي كتابه ولي حواسشون يه جاي ديگست ...( پيشه همون پسره كه با هم رفتن ددر) يه عده اي هم هستند كه به بهونه اينكه مشكل دارن زنگ ميزنند خونه دوستشونو دوستشون هم از خدا خواسته حدود يك ساعت و اندي به طوري كه اشك و دود تلفن در مياد براي هم قصه بي بي چساره تعريف مي كنند يه سري هم به دليل اينكه دوست پسر نداران و انگيزه اي براي دودر كردن كلاسا ندارن مجبورن خر بزنن تا برن دانشگاه (اخه شنيدن تو دانشگاه دوست پسر فراوونه)نكته(دليل اينكه پسرا نميرن دانشگاه همين دختراس(البته از نوع سيريشش


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه دوم اسفند 1387ساعت 4:56 بعد از ظهر  توسط jamshid  | 

برتری پسرها نسبت به دختر ها !

یک پسر اگه تا آخر عمرشم ازدواج نکنه هیچکی نمی تونه بهش چیزی بگه چون حتی تو سن 50 سالگی هم میتونه بهترین کیس ها رو داشته باشه ولی امان از روزی که یه دختر بشه 30 سالشو شوهر نکرده باشه!... 

- یک پسر اگه همزمان 5 تا زن هم داشته باشه هیچکی نمی تونه بهش چیزی بگه ولی امان از روزی که یه زن شوهر دار ....... 

- یک پسر اگه طلاق بگیره بهش هیچی نمی گن و بد هم نگاش نمیکنن ولی به دختره میگن مطلقه و ... اوه اوه بد نگاه کردن که حداقل قضیه ست...! 

- یک مرد اگه زنش بمیره همه میگن آخی بیچاره زنش ولی اگه یه زن شوهرش بمیره بازم میگن آخی بیچاره زنش!! 

- همه پیرمرد های جذاب زیادی رو سراغ دارند ولی شما پیرزن جذاب سراغ داری؟؟؟ 

- اگه با ضریب خطای 1 درصد یک پسر خوشگل و یک دختر خوشگل از تو خیابون بیاری و جفتشونو دونه دونه بفرستی حموم بعد اینکه بیان بیرون تازه میفهمی کی واقعا خوشگله! 

... و اما: طبق آخرین تحقیقات دانشمندان نسل بشر نه موقعی که اتمسفر تموم شه و نه موقعی که سوخت خورشید تموم شه و نه در هیچ حالت دیگه ای منقرض نمی شه بلکه تنها موقعی منقرض میشه که لوازم آرایش تموم شه! چون دیگه چهره واقعی دخترها رو میشه و دیگه هیچ پسری خر نمیشه با دختری ازدواج کنه و بچه دار شن!

+ نوشته شده در  جمعه دوم اسفند 1387ساعت 4:54 بعد از ظهر  توسط jamshid  | 

مطالب قدیمی‌تر